آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٧٥٣ - اخلاق عملى
فشرد كه هيچ جهتى از جهات نشاط انسانى از قانونگذارى اخلاق اسلامى خارج نيست.[١] و از اين جهت انسانيّت، اخلاق ديگرى كاملتر از اخلاق قرآنى را سراغ ندارد.
و نيز ممكن است كه ما مقرّر بداريم كه شعائر دينى محض در اين اخلاق جز كمترين جا را اشغال نمىكند. و حق آن است كه ما در اينجا بين دو موضع مختلف تفاوت قائل شويم:
موضع طولى و عمقى و يا ظاهرى و باطنى. زيرا فعّاليت و نشاطى كه يك فرد مسلمان در هر يك از اين دو ميدان حياتى و اجتماعى سروكار دارد، بهطور كلّى- از جهت مظاهر بيرونىاش- زمينه گستردهترى را- نسبت به زمينهاى كه با عبادت اشغال مىكند- اشغال خواهد كرد، زيرا حيات درونى او برعكس به عمق ديندارى مشخّص مىشود: او خدا را بالاتر از هرچيز دوست مىدارد و در برابر اراده خدا سر تسليم فرود مىآورد، و در هر موردى خواستار امر خدا و خشنودى اوست.
و نيز سزاوار نيست كه معتقد شويم، اخلاق قرآنى اخلاق دينى است، به اين معنى كه سررشته ارتباط آن اخلاق فقط در آسمان وجود دارد و پاداش آن نيز پس از مرگ، زيراكه اين اخلاق درعينحال تمام اين مصالح را براى دو نيروى مؤثّر نيز به كار مىبندد: وجدان اخلاقى و سلطه شرطى، و تنها اين هم نيست، بلكه اخلاق اسلامى هر فردى را در ميان امّت موظّف مىدارد كه از همه وسايل مشروع بدون كمك گرفتن از رذيلت و ستمگرى استفاده كند.
و نيز اين اخلاق دينى نيست، به اين معنى كه انگيزهاى جز در خوف و رجاء باعث آن نگردد و انجام آن جز در اراده الهى قرار نداشته باشد كه از موضع برترى اوامر خود را صادر مىكند؛ مستقل از هرچه مقتضاى عقل و ادراك انسانى است و آن ارادهاى است كه بر انسان اطاعتش بدون هر مناقشه و يا آگاهى واجب و لازم است.
اين اخلاق به اين معنى دينى نيست، زيرا قرآن پيوسته به اين مفاهيم انسانى بهطور مشخّص، براى اجراى اوامرش دعوت مىكند، و از اين جهت ما مىتوانيم بگوييم كه تعليم اخلاقى خود را از نظام تربيتى فوق العاده كاملى برخوردار ساخته است، بهطورى كه براى تمام مراتب اخلاقى صلاحيت، دارد.
[١] - ر ك: گزيدههاى قرآنى را كه بعدها تحت عنوان اخلاق عملى توصيف خواهيم كرد.