آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٧٥٠ - خاتمه بحث رابطه مشقت و تلاش
به خاطر نقصان، موقعى كه تمام معرّف را شامل نمىگردد. و چنانكه فلاسفه مدرسى گفتهاند:
تعريف جامع و مانعى نيست،[١] و بهگونهاى كه ممكن است بگوييم حكمت قرآنى در اين موضوع از شكل جامع فاصله دارد، درحالىكه دانستى چگونه آنجايى كه بايد توقّف كند، توقّف مىكند.
و نيز گامى جلوتر بگذاريم و به حالتى بنگريم كه هردو نظريّه (حكمت قرآنى و اخلاق ارسطويى) در رساندن به حدّ اعتدال در آن حالت اتّفاق دارند، در چه موردى اين اعتدال تجسّم مىيابد؟
در اينجا نيز پاسخ هريك از دو نظريّه اندكى اختلاف دارد. زيراكه فيلسوف ما (ارسطو) به برخى از عموميّات صرف، به اين نحو بسنده مىكند و پاسخى كه در نهايت براى هريك از موارد بيان مىكند و مطلق اهتمام را به تعريف مقصود، از اين حدّ وسط ممتاز وامىگذارد.
به راستى او فقط ما را به ابزار تعريف راهنمايى مىكند! و مىگويد: «بايد ما اعمالمان و احساساتمان را در لحظه مناسب براساس وسائل قانعكننده، هرجا كه فرد شايستهاى پيدا شد و به منظور اهداف شايسته با موقعيّتى بايسته ابراز كنيم».[٢]
بسيار مهم است، ولى اين «مناسب- قانعكننده- مساعد» چيست؟ در حقيقت راهنماى همه اينها بهطور قطع همان عقل سليم است. و همچنين معيار فضيلت غيرقابل ادراك براى توده مردم مىماند و بهطور كلّى در ذهن فيلسوف نهفته است.
و مثال بخشندگى و كرم را درنظر بگيريم، آنجا كه ارسطو مىگويد: «دشوارى اين مطلب آن است كه بدانيم به چه كسى ببخشيم؟ و چقدر ببخشيم؟ و چه وقت؟ و براى چه؟ و به چه روشى؟ از اينروست كه استفاده خوب از ثروت كم اتّفاق مىافتد ... و بر كسى كه مىخواهد اعتدال را رعايت كند، لازم است كه از آنچه باعث دور شدن او از حدّ اعتدال است، دورى كند ... و
[١] - به راستى شرايطى را كه خود فلاسفه، بهويژه ارسطوئيان براى معرّف مقرّر داشتهاند، گويا در بخش اخلاق فراموش كردهاند، حكيم سبزوارى مىگويد:« مساويا صدقا يكون اوضحا- اما ترى سمّى قولا شارحا».، معرّف بايد با معرّف از نظر مصداق برابر باشد- نه كم و نه زياد- زيرا اگر نباشد، جامع و مانع نخواهد بود و همچنين بايد اوضح و اجلاى از معرّف باشد،( چون تعريف به اخفى جايز نيست)، مگرنه اين است كه معرّف را قول شارح گفتهاند( تا معرّف خود را بازگو كند!)- م.
[٢] - ر ك:.IV .hc ,lI erviL ,euqihte ,etotS .irA / در فصل ٦.