آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٧٤٨ - خاتمه بحث رابطه مشقت و تلاش
پرهيزگارى، چنانكه اندكى پيش ديديم، بلكه به مناسبت قناعت: «وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا»[١]، و به مناسبت عفّت و پاكدامنى: «وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ»[٢]، و بخشندگى و انفاق: «وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً»[٣]، و نرمش صدا و ظرافت رفتار:
«وَ اقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ»[٤].
و تا اين اندازه در همانندى (مكتب قرآن و اخلاق ارسطويى) روشن است.
و اينك ما در برابر نخستين تفاوت با ايشان قرار داريم؛ در كتاب مقدّس اسلام، عبارت عامّى كه فضيلت را با عمل متوازن- آنطورى كه در مكتب ارسطو وجود دارد- سراغ نداريم، آنجا كه ارسطو مىگويد: «در اين صورت فضيلت همان نوعى از توسّط و ميانهروى است، چون هدف موردنظر آن نوعى از توازن ميان دو طرف (زياده و نقصان) است، بنابراين زياده و نقصان نمودى از رذيلت است، درحالىكه حدّ وسط ميانه طبيعى فضيلت را جلوهگر مىسازد.»[٥]
آيا اين تعريف كامل است؟ ... آيا اين تعريف دقيقى است؟ آيا براساس استقراء كامل است؟
وانگهى؛ ما پيش از هر مطلبى اين سؤال را داريم: آيا همه اصول اخلاقى با اين تفاوت كمّى، در زياده و نقصان و برابرى سازگار است؟
(يعنى اين ملاك كه ارسطو براى تعريف فضيلت اخلاقى بيان مىكند، در همهجا قابل صدق است).
البتّه ما خودمان را در برابر راستگويى كه آن را احيانا يك استثنا از قاعده مىداند، متوقّف نمىكنيم، چون ما مايليم كه شخص صادق را چنين تعريف كنيم كه او حقيقت كامل را مىگويد:
بنابراين؛ نقصان صدق و راستگويى در اين تجسّم مىيابد، كه به دنبال همين مقياس برويم و يا
[١] - اعراف( ٧) آيه ٣١: بخوريد و بنوشيد، ولى اسراف نكنيد.
[٢] - مؤمنون( ٢٣) آيه ٥ و ٦: و آنها كه دامان خود را( از آلوده شدن به بىعفّتى) حفظ مىكنند، و تنها با همسران خود( آميزش) دارند.
[٣] - فرقان( ٢٥) آيه ٦٧: و آنها كسانى هستند كه به هنگام انفاق نه اسراف مىكنند و نه سختگيرى، بلكه در ميان اين دو حدّ اعتدال را رعايت مىكنند.
[٤] - لقمان( ٣١) آيه ١٩: در راه رفتن اعتدال را رعايت كن و از صداى خود بكاه!
[٥] - ر ك:.IV .hc ,II ervil ,euqihte ,etotsirA