آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٧٣٩ - ٣ - تلاش و مدارا
مىبينم، بنابراين معذور نيستم، مرا روى تختهاى حمل كنيد، او را حمل كردند تا تنعيم كه رسيد، فوت كرد، درحالىكه او دست راستش را به نشانه بيعت به دست چپش مىزد و مىگفت:
اين براى تو و اين مال رسول تو![١] (يعنى دست راستش را بيعتكننده و دست چپش را بيعتشونده و دست رسول خدا ٦ فرض مىكرد).
در اين صورت؛ سفارش پيامبر ٦ به افراد ناتوان براى صرف تمام نيرويشان چيزى جز رحمت و دلسوزى به ايشان نبود، وى مىخواست كه نيروى هدررفته و كوشش ضايع و زيان بخش خود را جبران كنند. و هدف آن حضرت اين بود كه خطاها و خلافهايى نزد آنها از رفتارهاى افراطى وجود داشته است، تلافى و اصلاح نمايد، از قبيل پيش افتادن و عقب ماندن از شريعت، موشكافى عمل و ترك عمل، و عدم توازن يا سهلانگارى در وظايف ديگرى كه كم اهمّيّتتر نيست. و پيامبر ٦ هدفش آن بود كه از تكلّف و روشهاى متجاوز از حد برحذر دارد كه قبل از هرچيز خود آن حضرت از آن ناراضى بود و پروردگارش مأمور ساخته بود كه بگويد:
«وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ»[٢].
جز اينكه رحمتى را كه در برابر مردم ابراز مىداشت، از نظر آن حضرت و از ديدگاه كسانى كه مىخواستند و مىتوانستند از آن حضرت پيروى كنند، منافاتى با تعهّد روشنى نسبت به خودشان نداشت كه دليرانهترين تلاش را صرف كنند، ولى درعينحال عاقلانهترين و موافقترين تلاش باشد.
و خلاصه سخن آنكه ما اينجا مقابل تركيبى كه شدّت و لطف و نرمش درهم آميختهاند، قرار داريم، امّا با اينكه اين فقه قرآنى در اين مسئله است، ما راستتر از اين راهى نمىبينيم كه پيشاپيش اين فقه، شاهدى از خود قرآن بياوريم كه اين دو طرز تفكّر را در يك آيه گرد آورده است: خداى تعالى مىفرمايد: «وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ»[٣]
[١] - مؤلّف خلاصه هردو داستان را از قول شاطبى در الموافقات: ٣/ ٢٥٤، نقل كرده بود كه ما عين عبارت هردو مورد از همان مرجع را نقل كرديم-( مترجم عربى).
[٢] - ص( ٣٨) آيه ٨٦: و من از متكلّفين نيستم.
[٣] - حج( ٢٢) آيه ٧٨: و در راه خدا جهاد كنيد و حقّ جهادش را ادا نماييد! او شما را برگزيد، او كار سنگين و شاقّى در دين( اسلام) بر شما نگذارده است.