آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٧٢٦ - ٢ - گوشهگيرى و معاشرت
توان آن را ندارد، پس بايد روزه بگيرد كه روزه جلو شهوت را مىگيرد.»[١]
و در اينجا احاديث ديگرى است كه تعبيرى ظريفتر از اين درجهبندى را دارد: «مرد بياباننشينى خدمت پيامبر ٦ آمد و پرسيد: يا رسول اللّه! كداميك از مردم بهترند؟ فرمود:
مردى كه جهاد با جان و مال خود مىكند و مردى كه در ميان قبيلهاى از قبايل، پروردگار خودش را عبادت مىكند و مردم از شرّ او در امانند.»[٢]
و همچنين نصّ ديگرى را كه درجهبندى كرده است، ملاحظه كنيد: «از ابو هريره نقل است، مىگويد: مردى از اصحاب رسول خدا به درّهاى گذر كرد، كه در آنجا چشمه كوچكى از آب گوارا بود، از پاكى آن چشمه تعجّب كرد، اگر من از مردم كناره مىگرفتم حتما در اين درّه اقامت مىكردم، ولى هرگز اين كار را نمىكنم تا از رسول خدا ٦ اجازه بگيرم، بعدها جريان را براى رسول خدا ٦ نقل كرد، پيامبر فرمود: آن كار را نكن! زيرا جايگاه شما در راه خدا بالاتر از هفتاد سال نماز كسى است كه در خانهاش باشد، آيا نمىخواهيد كه خداوند شما را بيامرزد و شما را داخل بهشت سازد؟ در راه خدا بجنگيد هركه در راه خدا اندك مدّتى بجنگد، بهشت بر او واجب مىشود.»[٣]
بىترديد حالاتى وجود دارد كه در آن حالات بر شخص عاقل واجب است، كه از مردم دورى كند، چه اين دورى كردن به خاطر عوامل عمومى باشد و يا با انگيزه شخصى، و اين قبيل اتّفاقات- بهطور مثال- در زمانهاى نگرانى اجتماعى پيش مىآيد. واقعيّت اين است، وقتى كه بى
[١] - ر ك: صحيح بخارى: ٢/ ٦٧٣، حديث ١٨٠٦ و ٥/ ١٩٥٠، حديث ٤٧٧٨؛ مبسوط شيخ طوسى: ٤/ ١٥٢؛ صحيح مسلم:
٢/ ١٠١٨، حديث ١٤٠٠؛ السرائر: ٢/ ٥١٨؛ صحيح ابن حبّان: ٩/ ٣٣٥، حديث ٤٠٢٦؛ تذكرة الفقهاء: ٢/ ٥٦٥؛ المسند المستخرج على صحيح مسلم: ٤/ ٦٣، حديث ٣٢٣٥؛ المهذّب: ٣/ ١٦٥؛ سنن ترمذى: ٣/ ٣٩٢، حديث ١٠٨١؛ سنن دارمى: ٢/ ١٧٧، حديث ٢١٦٥؛ مجمع الزّوائد: ٤/ ٢٥٢؛ سنن ابى داود: ٢/ ٢١٩، حديث ٢٠٤٦.
[٢] - ر ك: صحيح بخارى: ٣/ ١٠٢٦، حديث ٢٦٣٤، و ٥/ ٢٣٨١، حديث ٦١٢٩؛ شرح اصول كافى: ١/ ١٥٨؛ صحيح مسلم:
٣/ ١٥٠٣، حديث ١٨٨٨؛ عوالى الّلئالى: ١/ ٢٨١؛ صحيح ابن حبّان: ٢/ ٣٦٩، حديث ٦٠٦ و ١٠/ ٤٥٩، حديث ٤٥٩٩؛ سنن ترمذى ٤/ ١٨٦، حديث ١٦٦٠؛ سنن ابن ماجه: ٢/ ١٣١٦، حديث ٣٩٧٨؛ مسند احمد: ٣/ ١٦، حديث ١١١٤١.
[٣] - ر ك: سنن ترمذى: ٤/ ١٨١، حديث ١٦٥٠؛ المستدرك على الصّحيحين: ٢/ ٧٨، حديث ٢٣٨٢؛ مجمع الزّوائد: ٥/ ٢٨١؛ مسند احمد: ٤/ ٤٤٦، حديث ٩٧٦١ و ١٠٧٩٦٩؛ شعب الايمان: ٤/ ١٥، حديث ٤٢٣٠؛ التّرغيب و التّرهيب: ٢/ ١٨٤، حديث ٢٠٣٥؛ نيل الأوطار: ٨/ ٢٥.