آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٧٢٥ - ٢ - گوشهگيرى و معاشرت
اشخاص و حالات، طبق گفته غزّالى، به وجود مىآيد.[١]
و كمتر از آن تأكيد نشده است كه ازدواج نكردن شخصى كه از اجتماع به اين گمان فاصله مىگيرد كه بدان وسيله برخى از مشكلات اخلاقى را حل كند، درواقع كارى نمىكند، جز اينكه از اين مشكلات فرار مىكند. بنابراين؛ آن شخص براى اينكه از خودش انسان پاك و پاكدامن بسازد، براى خودش يك عالم ساختگى و غيرطبيعى مىآفريند تا بتواند در آن عالم از خطا فرار كند، ولى نه به وسيله قواى ذاتيش، بلكه به نيروى اشياء ديگر.
در اين صورت او را نمىرسد كه از قهرمانى و شايستگى چيزى به دست آورد كه ديگرى با مواجهه دليرانه با زندگى، با همه مشكلاتش و با تمام مسئوليّت و درگيرى و از خودگذشتگى به دست آورده است، و آن كسى كه تمام نيرويش را به خاطر غلبه بر سختىها به كار مىبرد.
و چنين مىيابيم پيامبر ٦ را كه از قرآن كريم الهام گرفته است: «وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ»[٢]، «وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»[٣]، و از همان آغاز با صداى بلند خطاب به جوانها، آنان را سفارش به ازدواج مىكند؛ با يك شرط، و آن شرط اين است كه بتوانند به وظايف همسرى عمل كنند.
و هرگاه اين مسئوليت را فاقد باشند، به جوانها توصيه مىكند تا به روزهدارى بمانند يك وسيله دفاع در برابر انگيزههاى غريزى روآورند[٤]: «اى توده جوانان، هركه توان مالى دارد، بايد ازدواج كند، كه آن چشم را از نامحرم بهتر مىپوشاند و ناموس را بيشتر حفظ مىكند، و هركه
[١] - ر ك: احياء العلوم: ٢/ ٢٢٢.
[٢] - نور( ٢٤) آيه ٣٢: و مردان و زنان بىهمسر را همسر دهيد، و همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارانتان را.
[٣] - نور( ٢٤) آيه ٣٣: و آنها كه وسيله ازدواج ندارند، بايد عفّت پيشه كنند تا خداوند آنان را به وسيله فضلش بىنياز سازد.
[٤] - به عقيده من در اين حديث، قاعده راه و رسم رنجپذيرى و شرط مجوّز آن است، يعنى روشى كه بسيارى از علماى اخلاق مسلمان و ديگران ستودهاند.
بنابراين؛ محروميّت و غلبهاى را كه مدّعيان مهارت اخلاقى غالبا به پيروانشان فرض كردهاند، بايستى ما درواقع بىهدف باشيم، بلكه آن وسيلهاى براى مبارزه با بخشى از فطريّات سركش است كه به اعضاى بدن زورگويى مىكنند. و ترديدى نيست كه مراحل اين مبارزه بهتبع حالت انسانى گاهى طولانى يا كوتاه است، ولى همواره اين كار موقّتى است، نه بيك حالت عادى و دائمى كه عموما بزرگان بر آن سفارش مىكنند.