آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٧٢٢ - ١ - استقامت و بخشندگى
حقيقى قرار مىدهد.
و جز اين دو معنى، هيچ موضع متعّبدانهاى در اسلام وجود ندارد.
و از اينرو ممكن نيست انسان توانگرى را نصيحت كنيم كه به اختيار خودش تنگدست شود تا مسلمان حقيقى گردد! بنابراين؛ زهد حقيقى در اين نيست، وقتى كه مىبينيم شخص پيامبر ٦ آن را تعريف كرده و مىگويد: «پارسايى در دنيا به حرام كردن حلال و از بين بردن مال نيست، بلكه پارسايى در دنيا آن است كه بر آنچه در دست خود دارى از آنچه كه در دست خداست، مطمئنتر نباشى».[١]
و در حالت عكس نيز قضيه از همين قرار است؛ يعنى حالت مردى كه بريده از دنياست و به اندازه ضرورت از دنيا بهرهمند، قانع و آبرومند و بهطور خاصّى به ارزشهاى والا متمسّك است.
بنابراين؛ بر ما نيز شايسته نيست كه او را وادار كنيم تا از هدفش دور شود، به خاطر اينكه فردى مادّى گردد.
حق اين است كه براى انسان سزاوار نيست كارى كند، جز آنچه را كه لحظه زندگيش بر او فرض مىنمايد؛ و آن عبارت از اين است كه همواره نيّت كند- هرچند كه نيّتش بالقوّه حاصل گردد- و موضع خودش را تغيير دهد، هروقت كه وضع زندگى جهت او را تغيير داد، به اين معنا كه همواره براى هجوم، دفاع، بخشندگى و پايدارى و استقامت، آمادگى داشته باشد.
و چون قضيه از اين قرار است، پس ما بايد بين اين دو فضيلت رابطه همسانى در ارزش، متناسب با شرايط خاصّ خودشان ببينيم، و چون هر وضعى مقتضيات اخلاقى خودش را دارد؛ از واضحات است كه هركس بداند چگونه اقدام به انجام وظيفه كامل خود بىكموبيش بنمايد؛ و آن هم به اعتقاد ما نتيجه قطعى و مسلّمى است كه ضرورتا از طرز تفكّر خاصّى نسبت به اين
[١] - ر ك: سنن ترمذى: ٤/ ٥٧١، حديث ٢٣٤٠، اين حديث را ابن ماجه از ابو ذر غفارى( ٢/ ١٣٧٣، حديث ٤١٠٠٠) نقل كرده، مىگويد: رسول خدا ٦ فرمود:« پارسايى به حرام كردن حلال و تضييع مال نيست، بلكه پارسايى در دنيا آن است كه به آن چه در دست خود دارد، مطمئنتر از آنچه در دست خداست، نباشى، و به اجر مصيبتى اگر وارد شد، مايلتر باشى، اگرچه آن مصيبت بماند.»
و ر ك: نوادر الأصول فى احاديث الرّسول: ٢/ ٤٩، اصل ١٠٦ و ٤/ ٨٥؛ الفردوس بمأثور الخطاب: ٢/ ٤٠٣، حديث ٥٢٢٨؛ جامع العلوم و الحكم: ١/ ٢٨٩