آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٩٧ - ب - تلاش سازنده
و از اينجا قانون عمومى نشأت مىگيرد كه پيامبر ٦ فرمود: «مؤمن نيرومند بهتر و محبوبتر است نزد خدا از مؤمن ضعيف، و در هركدام خيرى وجود دارد».[١]
و از اينجا به آسانى مىفهميم كه چرا لهجه قرآن تغيير مىكند، موقعى كه از موضعى سخن مىگويد كه بهطور كلّى توانى در آن مورد وجود ندارد و نوعى سستى بسيار زيادى بر او حاكم است، تحريم صراحت دارد و ملامت شديد مىباشد. امّا اگر جريان از نوع سهلانگارى ضعيف و نوع ضعف نسبى و بسيط باشد، البتّه در آنجا رحمت و بخشندگى مشروع و ملايم جلوه مىكند.
اين اصل در درجهبندى كه نصوص بىشمارى مشتمل بر آن است، دانشمندان و فقهاى مسلمان را به تنظيم خير و شر در درجات مختلف واداشته است، بهگونهاى كه همين درجهبندى به قرار دادن هركدام در دو طبقه انجاميده است، و بر همين اساس است كه عمل صالح ممكن است يا يك تكليف قطعى باشد و يا يك عمل برتر اختيارى، و همچنين در حالت عكس، يعنى عمل پليد يا به صراحت حرام است و يا تنها كاستى دارد و ناپسند است.
اكنون ما آن كسانى هستيم كه مىتوانيم به پرسشى كه طرح شد، پاسخ دهيم: بنابراين؛ ما به وسيله استعمال اين اصطلاحاتى كه در نزد همگان مورد قبول واقع شده، مقرّر مىداريم كه اوّلا بحث و گفتوگو از ممكن برتر است، در صورتى كه از منطقه مشخّص نسبت به هر نوع وظيفه تجاوز كند و آن چيزى كه بهطور مطلق تكليف محسوب مىشود، به اين ترتيب در مجموعه خير استحبابى وارد مىشود.
شايد ما جريان آن عرب بيابانى را به خاطر آوريم، درحالىكه موهاى سر و صورتش سفيد شده بود، خدمت رسول خدا ٦ رسيد، عرض كرد: يا رسول اللّه! بفرماييد خداوند از نماز چه
[١] - ر ك: صحيح مسلم: ٤/ ٢٠٥٢، حديث ٢٦٦٤، قبلا نيز اسناد اين حديث نقل شد، و ر ك: مسند حميدى: ٢/ ٤٧٤، حديث ١١١٤؛ نوادر الأصول فى أحاديث الرسول: ١/ ٤٠٤؛ فتح البارى: ١٣/ ٢٢٧؛ التّمهيد ابن عبد البرّ: ٩/ ٢٨٧؛ تحفه احوذى:
٥/ ٢٢٦؛ شرح النووى على صحيح مسلم: ٦/ ٢٢؛ فيض القدير: ١/ ٨٣؛ تهذيب الكمال: ٩/ ١٣٥.