آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٩٤ - ب - تلاش سازنده
آيه: «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ»[١]، و اينها آياتى است كه مىخواهد بگويد: كسانى كه روى زمين داراى برترى اخلاقى هستند، نخستين كسانى خواهند بود، كه روز رستاخيز به ديدار رحمت خدا نائل گردند.
و سرانجام، در احاديث صحيح از قول رسول خدا ٦ و سلّم اين سخن زيبا را مىخوانيم: «همانا خداى تعالى ارزشمندترين و شريفترين كارها را دوست مىدارد و از كارهاى پست كراهت دارد».[٢]
و با اين روش، مثالى قابل لمس، در يك روىداد تاريخى را مىبينيم؛ ما شرايطى را كه رسول خدا ٦ و يارانش در آن شرايط نخستينبار عزيمت كردند تا از مشركين مكّه انتقامشان را بگيرند، مشركانى كه بر واداشتن مسلمانان به اجبار بر ترك شهرشان بسنده نكردند و بر اموال و خانههايى را كه ترك كرده بودند، مستولى شدند، بلكه بر ظلم و ستم به مستضعفانى كه توان مهاجرت را نداشتند، ادامه دادند.
به راستى براى مسلمانان مدينه دو وسيله مهم، براى نجات برادران تحت ستمشان در مكّه و براى درهم شكستن قدرت تجاوزگران وجود داشت؛ يا در كمين كاروانهاى آنها در وقت مراجعت از شام بنشينند و يا اينكه تصميم به حركت بگيرند و با انبوه سپاهيان آنها روبهرو شوند كه بيش از سه برابر مسلمانان بودند و از نظر وسايل و اسلحه نيز فراوان در اختيار داشتند، پيامبر ٦ با يارانش به رايزنى پرداخت و فرمود: «خداوند به من يكى از دو گروه را وعده داده است: يا كاروان تجّار و يا جنگجويان مبارز كارزار؛ گروه گورهخران وحشى و يا گروه مبارزان جنگجو ابتدا توجّه عموم به راهحلّى بود كه خطر كمتر و سود بيشتر داشت، ولى خداى متعال راهى را اراده كرده بود كه بيشترين تأثير را داشته و از بالاترين شرافت برخوردار بود و براى پايان
[١] - واقعه( ٥٦) آيههاى ١٠، ١١: و پيشگامان پيشگامند، آنها مقرّبانند.
[٢] - مؤلّف عبارت حديث را چنين نقل كرد:« خداوند ... ارزشمندترين كارها را دوست مىدارد و كارهاى پست را دوست نمىدارد.» و به جامع الصّغير سيوطى: ١/ ٧٥ رجوع داد كه عين حديث را چنانكه نوشتهايم از آنجا نقل كرديم( مترجم عربى). ر ك:
المعجم الاوسط: ٣/ ٢١٠، حديث ٢٩٤٠ و: ٧/ ٧٨ حديث ٦٩٠٦؛ وسائل الشّيعه: ١٧/ ٧٣؛ المعجم الكبير: ٣/ ٣/ ١٣١، حديث ٢٨٩٤؛ عوالى اللئالى: ١/ ٦٧؛ تأويل مختلف الحديث: ١/ ٢٧٠؛ مستدرك الوسائل: ٤/ ٢٤٣؛ شعب الأيمان:
٢/ ١٥٠، حديث ١٠٧٦؛ بحار الأنوار: ٧٢/ ١٣٧؛ فيض القدير: ١/ ١٩٤؛ كتاب النّوادر راوندى: ص ٩٨؛ كشف الخفاء:
١/ ٢٨٤، حديث ٧٤٣؛ فصول المهمه شيخ حرّ عاملى، ص ٣٨٧؛ المغنى: ٧/ ٢١٩.