آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٩١ - ب - تلاش سازنده
اين درجه اوّل از تلاش و كوشش، ناگزير از اخلاقيّتى است كه روح و جوهر آن باشد، بنابراين هركه خودش را در مرتبه پايينتر از آن بهطور مستقيم قرار دهد، خود را تهى كرده و از كرامت انسانى خود را پايين آورده است. و براى اينكه يكى از تعبيرات پيامبر ٦ را به كار ببريم، مىگوييم: به يقين فقدان اين درجه اوّل ضعف شمرده نمىشود، بلكه يك ناتوانى واقعى است، و همين مطلب در سخن پيامبر ٦ ضمن روايتى كه مسلم از ابو هريره نقل كرده آمده است: «بر آنچه تو را سودمند است، حريص باش! و از خدا يارى بطلب! و ناتوان مباش!»[١]
جز اينكه براى تلاش سازنده، معناى دومى وجود دارد، و آن منحصر در اختيار ارادى- از هر نوعى كه باشد- نيست، بلكه در مورد هر اختيار شايسته است. و ترديدى نيست كه اگر بهطور فرض جستوجوى ما از پيش متوجّه كار خيرى بوده است، پس تمام دستآوردهاى ما شايسته خواهد بود. و باوجوداين، چنان نيست كه هرچه با هدف خير باشد، بهطور مسلّم در حقيقت ذات خود شايسته باشد، درحالىكه مشروعيّت هدف نهايى باعث ناديده گرفتن مشروعيّت وسايل آن نمىگردد، بنابراين جهت مقبول افتادن عمل مورد تصوّر كفايت نمىكند كه هدف موردنظر خير باشد، بلكه بايد شرع آن را بطلبد و در ذات خود با قواعد شرعى مطابقت داشته باشد. البتّه گاهى اتّفاق مىافتد كه يكى از وظايف و تكاليف ما بهطور جدّى براى توصيف به اين كه شايسته است به ذات خود كفايت مىكند، درحالىكه وظيفه ديگر كمتر از آن است كه استحقاق چنين توصيفى را داشته باشد.
براى توضيح اين مطلب مثال صدقه را مطرح مىكنيم كه اگر به معناى عام آن اطلاق كنيم،
[١] - ر ك: صحيح مسلم: ٤/ ٢٠٥٢، حديث ٢٦٦٤، و نصّ حديث چنين است:« مؤمن نيرومند نزد خدا بهتر و محبوبتر از مؤمن ضعيف است، و در هر كار خيرى بر آنچه به حال تو سودمند است، حريص باش و از خدا يارى بطلب و ناتوان مباش!
و اگر اتّفاقى برايت افتاد، نگو: اگر من آن كار را مىكردم، چنين و چنان مىشد، ولى بگو: خدا مقدّر كرده بود و هرچه او خواست، انجام شد، زيرا اگر واژه« اگر» باز گشوده شود، كار شيطان است»-( مترجم عربى). و ر ك: صحيح ابن حبان: ١٣/ ٢٨، حديث ٥٧٢١؛ سنن كبراى بيهقى: ١٠/ ٨٩؛ سنن ابن ماجه: ١/ ٣١، حديث ٧٩؛ مسند احمد: ٢/ ٣٦٦، حديث ٨٧٧٧؛ مسند ابى يعلى: ١١/ ١٢٤، حديث ٦٢٥١؛ الفردوس بمأثور الخطاب: ٤/ ١٨٧، حديث ٦٥٨٠.