آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٨٩ - ب - تلاش سازنده
نبوده باشيم. بنابراين؛ پس از آنكه علفهاى زيانبخش را كنديم، بايد در جستوجوى بذرهاى جديدى باشيم. امّا اگر موضع بىتفاوتى را دراينباره پيش گرفتيم، به يقين اين موضعگيرى، موضع ضدّ اخلاق خواهد بود.
و همچنين بايد فرض كنيم كه برخى از اميال شايستهاى كه رسوخ دارند، هماكنون در جايگاه اوّل وجود ما قرار گرفتهاند، و اين خود بدون ترديد يك گام تازهاى است، ما را هرچه بيشتر شايسته براى اخلاقى بودن مىنمايد، ولى ما هنوز در جايگاه واقعى آن قرار نگرفتهايم.
در اين مرحله نيكى به عنوان زيباترين و يا برترين چيز براى ما جلوه مىكند، ولى ما هنوز نبايستى فرصت كشش و علاقهمان را از دست بدهيم. چقدر فاصله است بين اينكه ما به چيزى علاقه داريم و بين آنكه آن چيز را اراده كردهايم تا به دست آوريم!
بنابراين؛ نخستين كار اخلاقى همان اراده به صورت خاص است. و منظور از اراده خير تنها به مفهوم عام آن نيست كه هالهاى از ابهام آن را احاطه كرده و نامشخّص و از مفاهيم عامّ است، بلكه منظور اراده اين يا آن نيكى مشخّص كه از نظر كموكيف و هدف و وسايل و زمان و مكانش معلوم باشد.
ولى به چه معنا در اينجا ممكن است ما از يك عمل جدّى سخن بگوييم!
سه معنا را مىتوانيم مشخّص كنيم: اوّلا در يك بحث جدّى به دور از هر شائبهاى، اين راه حلّ مشخّص كه بايد در پيش گيريم، تجسّم پيدا مىكند. بنابراين؛ سزاوار نيست كه مسئله تعريف و تعيين موضوع ارادهمان را به دست دگرگونىهاى طبيعى خارجى و نه به دست حركتهاى فطرى درونىمان بسپاريم. و نقش اخلاقى ما آن نيست كه در برابر آنچه در بيرون و يا درون ما اتّفاق مىافتد، شادمان بمانيم، و نبايد به عنوان ابزارى در دست حواس و يا عواطف حاكم تسليم باشيم. بلكه سزاوار است تا برعكس، بالاتر از تمام اعتبارات درونى و بيرونى بوده و از بالا به همه اتّفاقات نگاه كنيم تا اينكه صفت اختيارمان را به وضوح و آشكار اجرا كنيم، و اين حالت درواقع همان جنبهاى است كه به شخصيّت انسان همچون يك عامل نسبتا آزاد و مستقل اختصاص دارد.
حتّى اگر ما اين راهحل و يا آن راه را از راهحلهاى موردنظر را بدون افزودن هر نوع تعديلى برگزينيم، موقعى كه ما موافقت داريم و به طبيعت شخصىمان آن را لازم داريم يا به يك كلام