آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٨٥ - الف - تلاش مدافعه
طبيعى است كه ما تا آنجا پيش نمىرويم كه مدّعى شويم، عمل انسانى بهطور مطلق جلوتر است. بديهى است كه وجود جسمى و روحى و اجتماعى ما جلوتر از وجود اخلاقى ماست، وانگهى امكاناتى كه بالقوّه در باطن اين وجود اخلاقى وجود دارد، جلوتر از تلاش آگاهانه ما و همراه با آن است.
بلكه ما بر اين عقيده هستيم كه نوعى از كمك مثبت الهى براى اشخاص داراى استعداد پاك وجود دارد و يك فزونى در نيروى شخص است كه او را از تلاش و كوشش زياد براى مقاومت در برابر جهتگيرىهاى بد، بىنياز مىسازد.
به راستى ما بايد در برابر اين حالت اخير قدرى تأمّل كنيم تا اينكه دليل و برهان نظريّه مخالف را كاملا دفع كنيم.
در اين صورت بايد فرض كنيم كه منظور آيات قرآنى همين افراد برجسته و مشخّص است و اين نيرويى كه به دست آوردهاند، نتيجه دخالت ارادى و تلاشگر از ناحيه آن نفوس نيست. با وجود اينكه ما با قرآن كريم مقرّر مىداريم كه اين نفوس با استعداد پاكى كه براى تقوا دارند، چنين شايستگى را پيدا كردهاند: «وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها»[١] به راستى ما مسلّم مىدانيم كه آن نفوس درحالحاضر چنان استحقاق و شايستگى را دارند: «فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ نِعْمَةً»[٢]. در اين صورت سؤالى از ذهن ما مىگذرد و آن اين است كه پس براى پاداش آنها چه مىماند؟ ... و چگونه اين حقيقت را تفسير مىكنيم كه قرآن هيچ ستايشى را اندوخته نكرده است، مگر اينكه متوجّه آنان ساخته و هيچ وعده نيكى نبوده است، مگر اينكه براى آنها آماده كرده است؟
در اينجا با كمال وضوح تفاوت و اختلاف بين تلاش و كوشش و حركت ناخواسته روشن مىگردد.
امّا كسانى كه معتقد به ارزش ذاتى و غيرمشروط براى تلاش و كوشش هستند چهبسا منظورشان آن بوده است كه مقدارى نرمش نسبت به آن شدّت نگرششان نشان دهند و به ما نوعى از اعتماد و اطمينان را بدهند، و به ما بگويند: كه فقدان تلاش و كوشش در برابر شهوت و تمايل، خلقوخو را تضعيف نمىكند، به شرط آنكه اين تلاش درحال آمادهباش بماند و
[١] - فتح( ٤٨) آيه ٢٦: و آنان از هركس شايستهتر و اهل آن بودند.
[٢] - حجرات( ٤٩) آيه ٨:( و اين براى شما به عنوان) فضل و نعمتى از جانب خداست.