آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٨ - ١ - وضع قبلى اين مشكل
بنابراين، از جهت زمينهسازى، مىبينيم كه آنان جنبه نظرى اين مسئله را مورد غفلت قرار دادهاند، زيرا هيچ دانشمند اروپايى نيست كه خواسته باشد مبادى اخلاق عمومى را از قرآن استخراج كند، چه رسد به اينكه خود اخلاق را بر آموزههاى قرآنى بنيان نهد!! و در نزد هيچيك از آنها اين همّت وجود نداشت كه قواعد علمى خود را از قرآن فراهم كند و آنها را در صورت يك آييننامه كامل عرضه بدارد. تمام تلاش و كوشش آنها تنها منحصر بود در اينكه تعدادى از آيات قرآنى مربوط به عبادت و يا رفتار و سلوك را گردآورى و كلمهبهكلمه ترجمه كنند.
اين مطلب براى ما روشن مىشود، تنها كسى كه اين مجموعه از فرازهاى برگزيده قرآنى را پديد آورده است، «گارسن دوتاسى»[١] مستشرق بود كه كتاب كوچكى را با عنوان «القرآن: مبادئه و واجباته» (پاريس، ١٨٤٠ م). و به دنبال او «لوفيفر»[٢] مستشرق كه در سال (١٨٥٠ م.) يك بخش انتخابى از ترجمه «سورى»[٣] را با عنوان «محمّد: قوانين اخلاقى، مدنى و دينى»، منتشر كرد. و بعدها پس از آن دو نفر، «بارسلمى سانت هيلر»[٤] در كتاب خود: «محمّد و قرآن» (پاريس، انتشارات ديدير[٥]، ١٨٦٥ م.) اين از جهت فضايى كه در داخل آن بحثهاى مربوط به آن انجام گرفته است.
و امّا از جهت نقصهاى محتوايى، مرجع اين آثار يا ترجمههاى نادرست بوده است و يا تلخيصهاى ناروا و يا از هردوى اينها، و اين مطلب را بهطور وضوح در كتاب مستشرق ژول لابوم[٦]: «تحليل آيات قرآن» (پاريسevuennosiaM ، ١٨٧٨ م.) مشاهده مىكنيم و اين كتاب با وجود اينها، در اين صحنه كارهاى تحليلى كمترى دارد كه بسى دور از تمام و كمال است.[٧]
از اينرو، بر ما لازم مىنمايد كه موضوع را دوباره بررسى كنيم و به پيروى از راه و روشى كه
[١] -.yssaT eD nicraG
[٢] -rev ?efeL
[٣] -.yravaS
[٤] -.erialiH .S ymelehtraB
[٥] -reidiD
[٦] -.emuaeB al seluJ
[٧] - جز اينكه وى آيات شريفه را تحت عناوين مترادف تكرار كرده است و با وجود اشتباهات مختلفى كه به ناچار ژول لابوم از روى ترجمه كازيمرسكى)iksrimisaK ( استفاده كرده است و او به خاطر ناآشنايى به زبان عربى مرتكب شده است، چون عناوينى كه در تلخيص آيات مطرح كرده با نصوص آيات سازگار نيست و احيانا معنى آنها را وارونه كرده است، و در بعضى از موارد شخص احساس مىكند كه قرآن به خودخواهى و سودجويى دعوت مىكند، و براى افراد، فريبكارى و خيانت و پيمانشكنى و جز اينها را كه از شمارش بيرون است، مباح دانسته است!