آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٦٨ - ١ - تلاش و حركت رو به پيش
دارند، پيروان ابو سليمان درانى را نام مىبريم، درحالىكه دانشمندان بصره كاملا نظر مخالف دارند.[١] ولى اگر ما به وجدان عمومى مراجعه كنيم، هرگز چنين اختلاف و تفاوتى را مشاهده نخواهيم كرد.
آيا اين سرگردانى روى تناقض در ذات انديشه اخلاقى، در حقيقت تناقضى است بين دو روش ارزشيابى كه هردو احتمالا مشروعند؟
آيا شخصيّت و شرافت اخلاقى، عظمت و طهارت نفس، همه اينها نزد همه مورد احترام و اعجابند؟
بنابراين؛ هرگاه اين صفات فطرى با صفاتى همراه شوند كه با عمل به دست مىآيند، آيا ما كارى جز اين كردهايم كه نرم و درشت و دائم و موقّت را در مقابل هم قرار دادهايم؟
چه كسى ترديد دارد، در اينكه بگويد: به چه چيز اعتماد نمايد؟
به راستى، اگر ما بين دو هنرمند مخيّر باشيم تا يكى را برگزينيم، آنكه حركاتى را با استعداد ذاتى و با زيبايى انجام مىدهد و ديگرى همان حركت را جز با رنج و زحمت و عرق ريختن نمىتواند انجام دهد، بديهى است كه ما برترى را از حدّ ميانه تميز داده و همواره يك امر طبيعى را بر يك امر ساختگى ترجيح مىدهيم.
جز اينكه ما از سوى ديگر به اين سخن مشهور مىنگريم: «هركسى در گرو اعمال خود است.» نهتنها اعمال عادلانه است، بلكه اين اعمال در ذات خود عين عدالت است، و در اين صورت، كيست كه باور نداشته باشد كه صفات فطرى را كه بهطور طبيعى بر ما ارزانى داشتهاند، نتيجه عمل ما نيست؟
آيا بر ما لازم نيست وقتى كه با اين مقياس تمام امور را سنجيديم، به هر قيمتى كه شده
[١] - اينك عين عبارت اين مسئله چنانكه در احياء علوم الدّين غزّالى: ٤/ ٤١، آمده است، مىگويد:« اگر بگويى: هرگاه دو توبهكار را فرض كنيم كه يكى قلبش مطمئن به ترك گناه است، و ديگرى همچنان مايل به گناه است، ولى با نفس خود مبارزه مىكند و مانع مىشود، كدام يكى بالاتر است؟ بدان كه اين از موارد اختلاف دانشمندان است، احمد بن ابى الحوارى و پيروان ابو سليمان درانى معتقدند كه آنكه مبارزه با نفس مىكند، بالاتر است، زيراكه وى علاوه بر توبه، فضيلت جهاد با نفس را دارد.
ولى علماى بصره مىگويند: آن ديگرى افضل است، زيراكه وى اگر در توبهاش كوتاهى كند، به ايمنى و سلامت نزديكتر است تا مجاهدى كه در معرض سستى از مجاهده است. و آنچه را كه هريك از اين دو گروه گفتهاند، دور از حقيقت و همچنين خالى از قصور و نقص از كمال حقيقت نيست ...»-( مترجم عربى).