آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٥٤ - ه - اخلاص نيت با انگيزههاى مختلط
و برعكس؛ اگر انگيزه هوا و هوس از انگيزه انجام وظيفه قوىتر است، چنين عملى سزاوار كيفر است، ولى كمتر از آن موردى كه به علّت انگيزه پليدى انجام گرفته باشد.
توضيح اينكه، همانطورى كه كمترين مقدار از غذا و يا دارو، ناگزير اثر خوب و يا بد روى بدنهاى ما دارند، همينطور كمترين ميل ارادى و كمترين ارتباط آن با خير و يا شرّ روى نفوس ما به مقدار مساوى از نور يا تاريكى را از نزديكى و يا دورى از خدا مىافزايد.
در احتمال ضعيفى بهطور برابر شرّ زياد استحقاق نابودى كامل خير اندك را دارد و يا شرّ اندك باعث محو كامل خير زياد مىگردد، زيرا اگر چنين اتّفاقى بيفتد، هر آينه شريعت ما را در تنگناى دشوارى قرار داده و ما را از هر آرزويى محروم داشته است و هرگز نفس انسانى نمىتواند جز در شرايط نادرى از اين انگيزههاى مختلط نجات يابد[١].
ولى به اين نظريّه اعتماد دارم كه امكان دارد از يك دليل مثبتى از قرآن كريم كمك بگيريم، در وقتى كه حاجيان سرگرم زندگى مادّى خويش در خلال سفر حجّ خود هستند (بهطور مثال:
سرگرم تجارتند)، در كنار اشتغال به وظايف معنوى و تكاليف روحيشان، و آن، اين فرموده خداست: «لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ.»[٢]، ولى به اين شرط كه وظايف روحى محرّك اوّل باشد.[٣]
امّا درباره آنچه كه مربوط به نصوصى است كه ما در گذشته با آن آشنا شديم و آنچه بر بطلان هر نوع شركت در انگيزهها حاكم است، پس همانطورى كه غزّالى ذكر كرده است، بايد آن را محدود به حالتى كنيم كه در آنها اين انگيزهها برابر باشند، همانطورى كه واژه «شرك» طبق
[١] - اين شرايط نادر، همان حالت اخلاص كامل براى ذات مقدّس خدا و همان تجرّد مطلق از هر انگيزه دنيوى است، غزّالى در« احياء علوم الدّين: ٤/ ٣٦٨»، مىگويد:« انسان وابسته به كاميابىها و فرورفته در شهوات خويش است، پس چون كارى از كارها و عبادتى از عباداتش، از بهرهها و هدفهاى دنيوى جدا گردد ... تا آنجا كه گفتهاند: هركه از تمام عمرش يك لحظه براى خاطر خدا سالم باشد، نجات يافته است، و آن به دليل عزّت اخلاص است.».( مترجم عربى).
[٢] - بقره( ٢) آيه ١٩٨: گناهى بر شما نيست كه از فضل پروردگارتان( و منافع اقتصادى در ايّام حج) برخوردار شويد.
[٣] - دراينباره آيههاى ٢٧ و ٢٨ سوره حج را نيز ذكر كرديم:« وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ.»- و مردم را دعوت عمومى به حج كن، تا پياده و سواره بر مركبهاى لاغر از هر راه دورى به سوى تو بيايند. تا منافع خويش را به چشم خود ببينند و نام خدا را در ايّام معيّنى ... ببرند. و اگر ملاحظه كنيم، مىبينيم جنبه مادّى در سبك گفتار آيه بر جنبه روحى آن مقدّم است.( مترجم عربى).