آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٤٨ - ه - اخلاص نيت با انگيزههاى مختلط
نكرده، عمل ديگرى را در راه خدا ندانسته است.»[١].
نسائى از ابو امامه باهلى روايت كرده، مىگويد: مردى نزد پيامبر ٦ آمد، عرض كرد: آيا مردى را ديدهايد كه براى پاداش و مزد و نام و آوازه جهاد مىكند، درحالىكه هدف نهايى او ياد خداست، سزاى او چيست؟ پيامبر ٦ فرمود: «براى او هيچ اجرى نيست! سپس فرمود:
خداوند هيچ عملى را نمىپذيرد، مگر اينكه خالص باشد و رضاى او را بجويد.»[٢].
و نيز صريحتر از اينها آن اعلان الهى است كه در حديث قدسى مىخوانيم، ابو هريره از قول پيامبر ٦ نقل مىكند كه خداى تعالى فرمود: «من بىنيازترين شريكانم از شرك، هركه عملى را انجام دهد و مرا با ديگرى در آن عمل شريك سازد، او و شرك او را به خودش وامىگذارم.»[٣].
و اينچنين مىبينيم به دنبال اين نصوص كه تمام انگيزههايى كه به اراده طاعت الهى افزوده مىشود، ارزش عمل را در معرض خطر قرار مىدهد و آن را از رضاى پروردگار متعال محروم مىسازد.
جز اينكه سزاوار است تا از خود بپرسيم موقعى كه اينچنين به اشكال مختلفى از وظيفهمان برخورد مىكنيم كه هم اطاعت از فرمان الهى و هم به انگيزه شخصى باشد، آيا چنين كسى استحقاق نكوهش در حدّ كسى را دارد كه فقط و فقط در برابر هواى نفسش تسليم شده است؟ ...
به راستى در اينجا حالتى وجود دارد كه مورد اجماع است، دخالت ادراك حسّى در آن، چيزى از ارزش اراده را نمىكاهد، و آن موقعى است كه به مقتضاى شرع تصميم گرفته شده باشد، ولى ما در اثر استحسان ديگران بيشتر از آن را خواسته باشيم، در اين صورت فايدهاى كه
[١] - ر ك: الرّعاية الحقوق اللّه: ص ١٩٧ و در آنجا غلط چاپى وجود دارد، به جاى« اذ لم يجعل»،« اذا لم يجعل» آمده است، در صورتى كه اين مناسبتر است، چون براى بيان علّت آمده است،( مترجم عربى).
[٢] - ر ك: سنن نسائى( گزيده): ٦/ ٢٥، حديث ٣١٤٠: فتح البارى: ٦/ ٢٨؛ تحفه احوذى: ٥/ ٢٣١؛ فيض القدير: ٢/ ٢٧٥؛ سنن كبرا:
٣/ ١٨، حديث ٤٣٤٨؛ الإصابه: ٥/ ٦٧١، حديث ٧٥٣٩؛ التّرغيب و التّرهيب: ١/ ٢٣؛ المعجم الأوسط: ٢/ ٢٥، حديث ١١١٢؛ المعجم الكبير: ٨/ ١٤٠، حديث ٧٦٢٨.
[٣] - ر ك: صحيح مسلم: ٤/ ٣٢٨٩، حديث ٢٩٨٥، و مؤلّف آن را با اين عبارت:« و تركته- و شريكه» نقل كرده است بهطورى كه تحقيق كرديم برخلاف عبارت مسلم است،( مترجم عربى). و ر ك: جامع العلوم و الحكم: ١/ ١٦؛ شرح نووى بر صحيح مسلم: ٨/ ١١٥؛ كشف الخفاء: ٢/ ١٣٢، حديث ١٨٩٥؛ نيل الأوطار: ٨/ ٣٥؛ تفسير قرطبى: ٥/ ١٨٠؛ سنن ابن ماجه:
١/ ٣٢١، حديث ٤٣٢٣.