آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٤٤ - ٤ - نيت جلب رضاى مردم(ريا)
توانش را به كار مىبرد، ولى در خود يك نيروى خاصّ محرّكى را نمىبيند كه براى واداشتن او بر انجام وظيفه كفايت كند، و چنين انگيزهاى را نمىيابد، مگر تحسين و اعجاب و ستايش مردم و كف زدن و ساير عكسالعمل مشابهى را كه پس از آنها نفس راحتى بكشد!
اين نوع از اخلاقيّات كودكانه را روا نيست كه علىرغم نمود جدايى پذيرش، با كمترين چشمپوشى برخورد كنيم. قرآن كريم، براى افرادى كه بهاى فضيلت را در ارزشگذارى مردم مىدانند، حكم شديدى صادر كرده و در نهايت شدّت اعلام داشته است كه اعمال اينها بيهوده و باطل است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ.»[١]، و آنها: «لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا.»[٢]. و اعلان كرده است كه اين افراد رياكار سزاوار ويلند:
«فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ.»[٣].
حديث از ميان نخستين كسانى كه روز قيامت آتش آنها را مىسوزاند، سه كس را بر مىشمارد: اوّلين فرد: «مردى كه به شهادت رسيده است، او را آورده، و نعمتهاى الهى را به خاطر او مىآورند و او اعتراف مىكند، مىگويند: درباره اين نعمتها چه كردى؟ مىگويد: من در راه تو (خدايا) جنگيدم تا شهيد شدم! خطاب مىرسد: دروغ مىگويى، تو جنگيدى تا بگويند چقدر بىپرواست، و گفتند! سپس دستور مىدهند تا او را به روى زمين بكشند، تا اينكه به داخل آتش افكنده شود.»[٤].
فرد دوم: «مردى را كه علم آموخته و تعليم داده و قرآن خوانده است، مىآورند و نعمت الهى را يادآورى مىكنند. او مىشناسد، خطاب مىرسد: با اينها چه كردى؟ مىگويد: علم آموختم و تعليم دادم و قرآن را براى تو خواندم. مىگويند: دروغ مىگويى. بلكه تو علم آموختى تا بگويند:
دانشمندى، و قرآن خواندى تا بگويند: قارى قرآنى، و گفتند! سپس دستور مىدهند او را به رو
[١] - بقره( ٢) آيه ٢٦٤: اى كسانى كه ايمان آوردهايد. بخششهاى خود را با منّت و آزار باطل نسازيد، همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مىكند.
[٢] - بقره( ٢) آيه ٢٦٤: آنها از كارى كه انجام دادهاند، چيزى به دست نمىآورند.
[٣] - ماعون( ١٠٧) آيههاى ٤- ٦: پس واى بر نمازگزارانى كه در نماز خود سهلانگارى مىكنند، همان كسانى كه ريا مىكنند.
[٤] - ر ك: تفسير قرطبى: ١/ ١٨؛ صحيح مسلم: ٣/ ١٥١٣، حديث ١٩٠٥؛ المستدرك على الصّحيحين: ٢/ ١٢٠، حديث ٢٥٢٤؛ سنن كبرا: ٣/ ١٧، حديث ٤٣٤٥؛ مسند احمد: ٢/ ٣٢١، حديث ٨٢٦٠؛ جامع العلوم و الحكم: ١/ ١٥؛ التّرغيب و التّرهيب:
١/ ٢٨، حديث ٢٨؛ نيل الأوطار: ٨/ ٣٤.