آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٣ - سخن مترجم از فرانسه به عربى
روشنايى به شدّت ناراحت و از بدى هوا نفسش تنگ مىشود.
ما در اينجا فرصت رمز و كنايه را نداريم، اگرچه سخن ما با رمز و كنايه درباره امورى شروع شد كه در سرزمين عربى جريان دارد. به راستى برخى از كسانى كه براى اصلاح قيام كردهاند، تصوّر مىكنند كه قيدوبندهاى اخلاقى مشكلى در راه اعمال انقلابى است و آزاد گذاشتن حركتهاى فردى در شكل فنون مبتذل، راهى را براى ارتباط با جهانيان مىگشايد و نظر جهانگردان را جلب مىكند و سرمايهها به كار مىافتد و در نتيجه اوّلا كارهاى دشوار آسان مىشود و در نهايت امر، مىشود با جمود و ارتجاع مبارزه كرد.
و چهبسا انگيزه اصلى توجّه به اين امور از جهت احساس برپادارندگان انقلاب، اين باشد كه اين فنون، بيم و خطرى را براى حكومت ايجاد نكند و اينكه صاحبان آن فنون در اصل حكومت رقيب انقلابيون نباشند، چون به صورت يك اردوگاه ايدوئولوژى مطرح نبوده و از طرفى آنها ابزار خوبى براى فروكش دادن جنبشها و اهداف انقلابى با وسوسه تودهها و دغدغه آسايش آنها، مىباشند، برعكس هدفداران اعتقادى و اخلاقى.
و اينچنين بود كه زندگى جامعه عربى گستردگى زيادى در ايجاد لهوولعب، مراكز تئاتر و سينما پيدا كرد؛ همانطور كه شاهد ولخرجىهاى زيادى در ايجاد مراكز رقص و موسيقى و صورتسازى براى خردسالان و بزرگسالان بوديم؛ و در سطح اجتماع نمونههايى از مردان و زنان هنرمند (!) را رها كردند، و همانها محور خبرهاى روزنامهها و مجلّات شدند و تمام وسايل ارتباط جمعى براى مهم جلوه دادن آنها و پيگيرى اخبار ازدواج و طلاق، بدمستى و عربده كشى آنها گسيل شدند، و آنها بودند كه جوانها را به تقليد كوركورانه و به الگوگيرى در رفتار رهبرى كردند. در نتيجه، گروههاى «خنافس»[١] در مدارس و كارخانهها از نظر ظاهر به وجود آمد كه نشأت گرفته از خلاء اخلاقى و از جمله ثمراتى بود كه هنرهاى مبتذل به زندگى اسلامى در كشورهاى عربى هديه كرد.
و به دنبال اين وضع، بسيارى از مشكلات زندگى پديد آمد كه قبلا به بخشى از آنها اشاره كرديم و ريشه و جوهر همه اينها نبودن فاعليّت فرد در بسيارى از صحنهها بود، و آن وضعى
[١] - خنافس جمع« خنفس»: حشرهاى سياهرنگ و بدبو، كوچكتر از جعل( المنجد، حرف خاء. و فرهنگ عميد، ص ٥٤٥).- م