آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٢٥ - د - نيتهاى بد
صفت فرعى نمىيابيم. زيرا نيّت اساسى خداجويى و كسب رضاى خداست. اين مطلب را در آيه مباركه ذيل ملاحظه فرماييد: «وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ.»[١].
در اين صورت، در اين گفتار حق با مكّى[٢] است، هرچند كه سخنش گذراست و اصرار بر مضمون آن ندارد. مىگويد: «بنابراين؛ نيّت وى در اين عمل اصلاح قلب و آرامش روح و استوارى حال خود مىباشد و همه اينها به خاطر دين و وعده اخروى و شكر پروردگار و ورود در حلال و اقرار به نعمتهاى الهى و پيروى از سنّت پيامبر ٦ است، نه آنكه مطابق طبع و جريان عادى انجام گرفته باشد.»[٣].
اكنون به بررسى مجموعه سوم مىرسيم:
د- نيّتهاى بد
همانطورى كه بين دو نقطه در هندسه اقليدسى[٤] جز يك خطّ مستقيم نمىشود ترسيم كرد. جريان، در ارتباط شخص مكلّف با موضوع تكليف به وسيله نيّت بر همين منوال است.
امكان ندارد كه جز يك راه براى فضيلت وجود داشته باشد، آن همان راهى است كه نيّت به صورت كامل جلوه مىكند، بدان معنى كه با قصد شارع مقدّس تطبيق كند. بنابراين؛ اگر با هدف فرمان وى (يعنى با انگيزه واجب) مطابقت نمايد، پس نيّت، نيّت حسنه است. ولى اگر تنها به قصد بخشش او (يعنى به خاطر فايدهاى كه اين رخصت دارد) باشد، نيّت مقبوله است.
و هر نوع انحراف احساسى و ارادى از راهى كه بدين نحو ترسيم شود، بهطور حتم به نيّت گنهكارانه منتهى مىشود. باوجوداين، چهقدر فراوان خارج از اين جادّه مستقيم از روى كردها و موارد انعطاف و گمراهىها وجود دارد كه حدّوحصر ندارد!!
[١] - بقره( ٢) آيه ٢٦٥: و مثل كسانى كه اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار كردن( ملكات عالى انسانى) در روح خود انفاق مىكنند، همچون باغى است كه در نقطه بلندى باشد و بارانهاى درشت و پىدرپى به آن برسد( و به خاطر بلند بودن مكان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حدّ كافى بهره گيرد و آنچنان رشد كند كه) ميوه خود را دوچندان دهد.
[٢] - نام يكى از مؤلّفان.
[٣] - ر ك: قوت القلوب، مكّى: ٢/ ٣٣٦، چاپ حلبى.
[٤] - اقليدس رياضىدان يونانى زمان بطليموس اوّل( در قرن سوم پيش از ميلاد) معلّم مدرسه اسكندريّه بود( مترجم عربى).