آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٢٢ - ٤ - بازيچه
است كه از روى ميل و رضايت آن را بپذيريم. بنابراين؛ چرا ما مالكتر از پادشاه (و مالك هستى) باشيم، وقتى كه او ما را از آنها معاف مىدارد؟ البتّه اجراى فرمان فطرت به وسيله فرمان قانون اخلاقى همان چيزى است كه بهطور قطع به نيّت شجاعانه مىانجامد، ولى اشكالى بر ما نيست كه اين امر را تنها به موجب رحمت تحقّق بخشيم، درحالىكه شرع آن را بر ما مباح فرموده است.
و هرچه را كه ممكن است بر اين اساس با توجّه به اهداف ذاتى مشروع در نظر گرفت، جز طبيعت منفى خود از اخلاقيّت بهرهاى نخواهد داشت.
ولى گاهى به ما مىگويند: شما اهداف اراده را به دو مجموعه موضوعى و ذاتى تقسيم كرديد و پس از آنكه ارزش اخلاقى مربوط به ارادهاى كه هدفش هدف موضوعى است، كم آورد، اهداف ذاتى را به مشروع و غيرمشروع تقسيم كرديد، از اينجا نتيجه مىگيريم، بالاترين چيزى را كه براى نيّت پسنديده است، آن است كه مباح و يا جايز باشد. بنابراين؛ آيا اهدافى پيدا نمىشود كه ذاتى باشد و درعينحال به لحاظ ذاتى بودنش داراى ارزش هم باشد؟ و آيا اين همواره از ارزش هر منفعت شخصى نمىكاهد و در نتيجه به پايينترين درجات اخلاقى سقوط نمىكند، اگر آن را در جايگاه تهمت عقيم و بىفايده بودن قرار ندهند و بهگونهاى نباشد كه بههرحال نتواند ايجاد انگيزه شايستهاى نمايد؟
امّا آنچه مربوط به منفعت حسّى است كه با اين اوصاف جز دورادور ارتباطى با اخلاقيّت ندارد، و من موافقم كه با اين نقص همراه است، ولى در اينجا نيز يك منفعت اخلاقى به معناى صحيح وجود دارد، آيا شما معتقديد كه ارزش خير حسّى را انسان را بپذيرد و نيز آن را از ميدان اصول و مبادى معيّن اراده به صورت قابل قبولى دور سازد؟ ... و اگر من هدايت شدهام، وقتى كه رو به اعمال ارزشمندم مىآورم، با علاقه به كسب صفات راسخ در وجودم، از قبيل: پاكيزگى قلبم، نورانيّت عقل و توانمندى ارادهام، آيا ممكن است بدون اختلاف در تعريفات بگوييم: ارادهاى كه به سوى خير اخلاقى خود مىشتابد، با نيّت اخلاقى خوبى به حركت درنيامده است؟
از اين پرسش پاسخ مىدهيم: به اين ترتيب كه ما بايد با اخلاق عقلى همانند حكماى قديم يونان بهويژه رواقيّون ايشان آشنا باشيم كه معتقد بودند چنين نيّتى نهتنها نيّت حسنه نيست، بلكه بالاترين چيزى است كه امكان تحقّق دارد، و چون جوهر نفس، حقيقتشناسى و همراهى با فضيلت است و چون كاملترين اعمال در همهچيز از جنبه ديگر آن عملى است كه هدفش