آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦١٨ - ٤ - بازيچه
خويشتن فرض بدانند، كه در درازى و كوتاهى مدّت متفاوتند، و اين روشى است براى شكستن نيروى شهوت حسّى در وجودشان كه از قديمىترين تمايلات و ريشهدارترين آنها در فطرت انسانى به حساب مىآيد، و بدان وسيله زمينه كامل جهت سيطره عقل فراهم مىآيد.
همه ما تأثير ناميمونى كه از ناحيه عادت بر سهلانگارى در نفس پيدا مىشود، آشناييم.
بنابراين؛ جهت درماندگى كامل اين خوى ناپسند از وجود افراد مبتدى لازم است قبل از هرچيز دارويى با اين روش سرسختانه را بپذيرند. به اين ترتيب آنان اسرافكارى را با ضدّ اسرافكارى معالجه مىكنند تا اينكه شخص پس از آن به وضع عادى برگردد، و هروقت سنگينىهاى اين قواى مخالف اخلاق را از خود دور كرد، زمام اختيار را براى اعضا و جوارح خود اندكاندك آزاد مىكند، زيراكه در اين موقع به داشتن مقدارى از نور در دلش اطمينان دارد كه او را از افتادن به آسانى در ظلمات حواس نگاه مىدارد.
اين روش در معالجه نفوس مبتديان يك روش سرسختانه است، با اين همه يك نوآورى و ابتكار براى ما به حساب نمىآيد، وقتى كه آن روش را در مجموع نظم انسانيّت موردنظرش قرار مىدهيم. البتّه، مردم در هر زمان وقتى كه خواستهاند دگرگونى عميقى به وجود آورند، از همين روش پيروى كردهاند، و مادر نيز براى از شير گرفتن كودكش همين كار را مىكند، همچنانكه با حيوان شكارى جهت همدمى با وحوش و انس با اعضاى شكار عمل مىكنند[١].
امّا راجع به عبّاد و پارسايان چون با تلاش و كوشش سعى در كسب پاكى و پاكيزگى دارند، بعيد نيست كه اين سختى را در آغاز ميدان مسابقه بر خودشان فرض كرده باشند[٢]. ولى آنان
[١] - ر ك: كتاب الرّعايه محاسبى، ص ٧٩ و ٨٠ و نيز كتاب الرّياضة حكيم ترمذى، شماره ٣٧٥، از مجموع، مىگويد: همچنين نفس پس از گسستن از عادات امورى كه مايل بود و لذّت مىبرد، تنها به اوامر پروردگارش لبّيك مىگويد، و چون از لذّات بريد، مشمول دعا و ثناى پروردگار و مدايح و نجواى او مىشود تا بدان وسيله انس مىگيرد و با ياد او به سر مىبرد تا آنجا كه بعدها پردهها گشوده مىشود و با پروردگارش انس مىگيرد و همينطور كودك را مىبينى كه با پستان مادر انس مىگيرد، به قدرى كه يك ساعت نمىتواند از آن دور شود و چون جدا شود بر كودك سخت شده، مىگريد و مضطرب است، ولى چون جدايى ادامه پيدا كند، فراموش مىكند و رو به آب و غذا مىآورد و هرچه حلاوت آب و غذا را بچشد، از پستان دورى مىكند و از شير معاف مىشود و همينطور است حيوان ... و ترمذى پيش از اين عبارت به باز شكارى مثال مىزند كه تربيت مىشود و تمرين مىكند تا با صاحبش انس و الفت مىگيرد.
[٢] - اين به مانند آن است كه سهل بن على مروزى را مىبينيم كه زمانى عادت مىكند كه به بازار برنگردد، مگر با چشم به هم نهاده-- و گوش بسته با لباسى از پنبه، و در همين مرحله از زمان به خواهر زنش مىگويد از او حجاب كند، ولى بعدها از همه اين احتياطها دست برمىدارد. و شخصيّت ديگرى از نسل تابعين وجود دارد كه نام نبرده است، چندين سال سكوت را بر خود فرض مىكند و هميشه ريگى را به دهان مىگذارد، و جز وقت نماز و خوراك از دهانش بيرون نمىكرد. ر ك: كتاب الرّياضه، از حكيم ترمذى: ٣٧٥- ٣٧٦، از مجموع( مترجم عربى).