آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٥٩ - الف - نقش نيت غيرمباشر و طبيعت آن
اين مطلب تقويت كند كه هركس بر امّت محمّد ٦ بيفزايد، پاداش بزرگى دارد، و از دلش تمام عوامل نفرتآور را نسبت به داشتن فرزند، از قبيل هزينه زندگى و رنج فراوان و نظاير اينها را از دلش بيرون كند. و چون اين كار را كرد، چهبسا در دلش شوقى به داشتن فرزند براى ثواب پيدا مىشود و اين شوق و علاقه او را به تحرّك وامىدارد، و اعضاى بدنش براى انجام عقد نكاح به حركت درمىآيد، و چون نيروى محرّكه زبان براى پذيرش عقد به پيروى از فرمان اين انگيزهاى كه بر دل سلطه يافته، به حركت درآمد، نيّت تحقّق يافته است. ولى اگر چنين نشد، آن چه در دلش مىگذرد و به عنوان فرزند داشتن در دل مىگذراند، وسواس و هذيانى بيش نيست.»[١]
ولى ما به چيزى بالاتر از اينها معتقديم، زيراكه ما اگر فرض كنيم كه راه چاره اخلاقى ادامه يافته و پيروز شده است، اين مطلب مىماند كه فطرت حسّى بدان جهت از بين نرفته است. در نتيجه، اين مقدار انبوه از افكار و ايدهها و برخى از عادات اكتسابى جديد امكان دارد كه سيطره اميال غريزى ما را محدود كنند و يا تخفيف دهند، ولى باوجوداين، اين تمايلات همچنان گرايش دارند و به كلّى صدايشان قطع نمىشود، بلكه احيانا اين امر اتّفاق مىافتد، موقعى كه فرمان عقل با انگيزه خودخواهى نهفته صورت مىگيرد، ما بهطور قطع نمىدانيم كه تسليم كدام دستور هستيم.
و بايد ما به خوبى ملاحظه كنيم افرادى را كه اين شكّ و دودلى بر آنها چيره شده، همه آنها توده مردمان نيستند؛ آنانى كه زمام اختيار را به دست هواى نفسشان مىسپارند، و نيز كسانى نيستند كه تازه مسلمان شده باشند و كمتر از امور دينى آگاهى دارند. بديهى است كه اينان چون تاكنون اصول جداگانهاى داشتند كه با اصول ديگر تضاد و منافاتى نداشت، پس فرصتى نيافتهاند تا راه روشنگرى اصل واقعى را بپيمايند كه الهامبخش اعمالشان باشد، و هرگز بهگونهاى نبودهاند كه نيّتهاى مخصوص را به وسيله تشابه اقوال و يا تشابه در شكل ظاهرى، موقعى كه به ابهام يا مشكلى برخورد مىكنند، تفسير نمايند [يعنى هنوز تجربه و اطّلاعات زيادى ندارند تا از راه مقايسه مشكل خودشان را حل كنند].
[١] - ر ك: احياء العلوم غزّالى: ٤/ ٣٦٢، چاپ حلبى، ما اين عبارات را كاملتر از آنچه در اصل متن بود، نقل كرديم.