آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٠٣ - نيت
محدود كند و با آن بهطور كامل مرتبط باشد، بدون هيچ هدف ديگر و يا نيّت پنهانى، و به راستى هر نوع ارتباطى را با عوامل و اسباب عميقى كه آن را به اين عمل واداشته، گسسته است.
البتّه جهتگيرى استوار و مستحكمى به اين ترتيب به سمت و سوى عملى كه نتيجه همان نيّت و يا درصدد رسيدن به آن نتيجه است، بر آن: [قصد، يا نيّتnoitnetnI ] اطلاق مىكنند، به اين ترتيب براساس آمادهسازى و وسيله اقدام به عمل، واژه[ noitnetni ]قرار داده مىشود، كه در ثبات و قرارش تفاوت مىكند، پس همان قصد و تصميم انجام فعل است. امّا وقتى كه با عمل مقايسه شود- اين همان حالتى است كه واژه «نيّت» مناسبترين واژه براى آن حالت است- يك آگاهى روحى و روانى است كه با عمل همراه مىباشد، به اين معنى كه در جايگاه عقل بيدار حاضر در كنار عملى است كه انجام مىدهد.
جز اينكه تفكّر (قصد، يا نيّت) در هردو حالت وجود دارد، و چون با وظيفه عملى در ارتباط است، شايسته است كه مشتمل بر سه عنصر تكوينى باشد و همين سه عنصر و بس، كه عبارت است از:
١- تصوّر شخص كارى را كه مىخواهد انجام دهد.
٢- اراده ايجاد آن عمل.
٣- اراده آن عملى كه بهطور مشخّص همان چيزى است كه به انجام آن دستور داده شده، يا واجب گرديده است.
پس، اين تفكّر در اين صورت همان شعورى است كه از فعّاليّت ارادى ما پيدا مىشود؛ خواه موقعى باشد كه اين فعّاليّت ارادى نزديك به اقدام است، يا اينكه در خلال عمل باشد، با علم و آگاهى ما بر اينكه بدين وسيله اقدام به انجام وظيفه مسلّممان مىكنيم. و چون اين تفكّر را به اين ترتيب مشخّص كرديم، تعدادى از مشكلات را براى اين بحث ما مطرح مىكند كه راهحل مىطلبد: وقتى كه نيّت بهطور كلّى و يا جزئى در كار نباشد، چه اتّفاقى مىافتد؟ و تا چه اندازه نيّت، مىتواند طبيعت عمل را دگرگون سازد؟ و آيا غلبه در كارى كه كاملا اخلاقى است، براى عمل است، يا براى نيّت؟ و تا چه اندازه نيّت به تنهايى مىتواند نقش لازم و كامل را ايفا كند؟