آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٤٨ - سخن مترجم از فرانسه به عربى
در ميان اين همه ويرانىها و در كنار هدر رفتن نيروهاى دفاعى و اسلحهها، اين رساله بسيار شباهت به فريادى دارد در ميان دشتى از خونها، اشكها، تبهكارىها و نابودىها، به اين اميد كه شايد انسانيّت اروپا به راه رشد اخلاقى بازگردد و از تجربههاى دردناك خود عبرت بگيرد و راهى ديگر به خاطر سلامتى و نجات خود برگزيند!
ترديدى نيست كه اسلام بالاترين الگوى حلّ مشكلاتى است كه انسانيّت از اروپايى و غيراروپايى به عنوان درمان و داروى معالج مىشناسد؛ ولى كجاست كسى كه چشمان خود را به روى حقيقت بازكند؟[١]
اروپا از جنگ جهانى دوم با ويرانىها و نابودىهاى فراوان و پس دادن كفّاره بسيار عميقى از گناهان، بيرون آمد و با نفسنفس زدن امّا خارج از چارچوب دين، شروع به جستجو كرد تا راهحلهايى براى مشكلات اخلاقى خود پيدا كند. گاهى در افكار كمونيستى كه آن روز سايه افكنده بود و گاهى در لابهلاى هستىشناسى مثل انديشه درباره خود هستى، انسانها و ديدگاههاى بسيارى از ملّتها و مكتبهاى جديد، راهحل مىجست و هيچ راهحلّ واحدى را كه در آنچه بر انسانها از اهداف فكرى عرضه مىشد، موفق نيافت. و اين دقيقا همان زمانى بود كه هنوز انديشه و تفكّر و فلسفه اسلامى در نتيجه كوتاهى مسلمانان به آنها نرسيده بود، كه وظيفه داشتند خالصانه مردم را به اسلام دعوت كنند. از طرفى، مؤسسات تبشيرى (كليساها) و صهيونيستى چهره حقيقى اين دين مقدّس را بر خلق پوشانده بودند، بنابراين ويرانى اخلاقى سايه گسترد و جوانها در ميان امواج نااميدكننده رها شدند، درحالىكه ميان كورهراهها پرسه مىزدند. در نتيجه، با هر ارزش اخلاقى كه بشر پيشنهاد مىكرد و يا اديان به وديعت نهاده بودند، به مخالفت برخاستند. جوانها شروع به دادوستد موادّ مخدّر و ارتكاب زشتترين جرايم جنسى و ستيزهجويى رو آوردند. و مردم از ميان شناختههاى خود از بهرهها و نتايج زمين، با چيزى آشنا شدند كه گرانتر از طلا و پربهاتر از الماس بود؛ يعنى مارى جوانا، هروئين و مشتقّات اينها؛ و پربهاتر و ارزندهتر از همه اينها خود مردم و اخلاق مردم بود كه مىسوخت!
[١] - به ياد اين شعر سعدى افتادم:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|