آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٤٦ - سخن مترجم از فرانسه به عربى
استاد به اين امر تظاهر كنم، و با مهارتى كه در زبان فرانسه داشتم با صداى بلند از استاد مىپرسيدم و استاد با آهنگى محترمانه لبخندى مىزد، سپس پاسخ مىداد و بحث و بررسى مىكرد، در حالىكه خوب مىدانست آنچه را خدمت ايشان عرض مىكنيم- با شناختى كه از هم داشتيم- با اين هدف است كه مطلب استوار و قابل قبول باشد. رابطه ما همانند يك فرهنگ مشترك معمولى كه يكى از عوامل نزديكى مردم به يكديگر است، نبود.
در همان وقت، قدر و منزلت استادم را به خوبى مىدانستم، و اهميّت مقام او را- با وجود تواضع بسيار و شخصيّت سخاوتمند وى- دريافته بودم؛ و باوجود اينكه از آن تاريخ ما از هم جدا شديم، از نظر جسمى بود، ولى از نظر روحى و فكرى هرگز جدا نشديم، چون يك سال تمام با غم و اندوه گذراندم؛ سپس ديدارى نداشتيم تا اينكه در ششم نوامبر سال ١٩٥٨ م، زندگى را بدرود گفت.
من هرگز تصوّر نمىكردم كه اين رابطه بعدها دوباره تجديد شود و من سه سال تمام و يا بيشتر خودم را ملزم كنم و در خلال اين مدّت، گرانبهاترين اثر استاد را استخراج نمايم؛ بلكه ماندگارترين نوآورى انديشه او، يعنى كتاب «دستور الاخلاق فى القرآن» را، كتابى كه نسخه فرانسوى آن در سال ١٩٤٨ م. به چاپخانه داده شد، و ترجمه عربى آن تحقّق نيافت؛ مگر پس از گذشت ربع قرن از آن تاريخ و پس از آنكه مؤلّف- رضوان اللّه عليه- بيش از پانزده سال بود كه به ديار باقى شتافته بود.
اين كتاب با همه عظمتش كه تمام دنيا از بودن آن اطّلاع داشتند و از وجود آن آگاه بودند و مترجمان نيز- بحمد اللّه- بسيار فراوان هستند و كسانى از ايشان نيز آن را خوانده و تدريس كرده بودند؛ چگونه و چرا مانده بود؟!
اين سؤالى است كه پاسخى ندارد، جز اراده خدا كه اين كار ارزشمند را اندوخته كرده بود، تا علاقه و رابطهاى را كه خدا خواسته بود، از عالم غيب با آن پيوند بخورد؛ كه در حقيقت باهم رشد كرده بودند، آن هم با وجود فاصلهاى كه از دو طرف و يا فاصلهاى كه از تمام جهات باهم داشتند!
اين كتاب همانطور كه در متن فرانسوى آن آمده است:[ naroC uD elaroM eL ]يعنى «اخلاق در قرآن»، و من تصميم داشتم كه با همان عنوان- ترجمه تحت اللّفظى- منتشر شود، جز اينكه استاد نويسنده كتاب، ترجمه ديگرى را برگزيده بود كه با نتيجه كار او همخوانى داشته