آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٤٤٣ - د - جنبه روحى
و يا اتّبعوا «وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ.»[١].
و كسانى كه دشمنان خدا و رسولش را دوست ندارند، هرچند كه پدران و يا خويشاوندانشان باشند، آنانند كه: «رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ.»[٢]، و خداست كه: «كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ.»[٣]، و خداوند با كسانى است كه خداترسند و مرتكب كار بد نمىشوند: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ.»[٤]، و اوست كه «وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ.»[٥]، و همو: «وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ.»[٦].
و بالاخره هر موضعى را كه مردم داشته باشند، درحالىكه اوامر الهى را محترم شمارند، قدر و منزلت بيشترى را در نزد خدا به دست مىآورند: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ.»[٧].
و خلاف تمام اينهايى را كه گفتيم، چهبسا كه از چشمانمان افتاده باشد. بنابراين؛ دورى ما از ايمان و يا از قانون باعث گسستن ارتباط ما از خدا با تفاوت مراتب مىشود كه گاهى اصلاحپذير است و گاهى دشوار. به راستى انسان در اين صورت- به جاى اينكه سزاوار محبّت خدا گردد- مستوجب خشم و غضب و نفرين او مىگردد، علاوه بر انجام نكبتهاى وارده كه در آينده برحسب دستهبندى آنها را شرح خواهيم داد: «كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً.»[٨]، «و الله»
[١] - زمر( ٣٩) آيه ٧(- يك آ): اگر شكر او را به جا آوريد، آن را براى شما مىپسندد.
[٢] ( ٢ و ٣)- مجادله( ٥٨) آيه ٢٢(- يك ب) خداوند از آنها راضى است. خدا ايمان را بر صفحه دلشان نوشته و با روحى از طرف خود ايشان را تقويت نموده.
[٣] ( ٢ و ٣)- مجادله( ٥٨) آيه ٢٢(- يك ب) خداوند از آنها راضى است. خدا ايمان را بر صفحه دلشان نوشته و با روحى از طرف خود ايشان را تقويت نموده.
[٤] - نحل( ١٦) آيه ١٢٨، عنكبوت/ ٦٩(- ٢ الف): خداوند با كسانى است كه تقوا پيشه كنند و كسانى كه آنان نيكوكارند.
[٥] - اعراف( ٧) آيه ١٩٦، جاثيه/ ١٩(- دو الف): خداوند نيكوكاران و صالحان را سرپرست و يار و ياور است.
دقّت كنيد اين وحدت و اين پيمان و اين ولايت- ممكن است سورههاى مدنى نيز مطرح كنند؛ به عنوان يك كمك نظامى با هدف دفاع از مؤمنان و پشتيبانى از آنها در برابر حملات دشمن- سزاوار است كه بيش از اينها در برابر تحمّل مصيبت روحى گسترش مىيافت، زيراكه كشتار مورد امر و موافق با فرمان الهى نبوده، مگر بسيار متأخّر پس از نزول اين آيات مكّى، بلكه حتّى در سورههاى مدنى نيز آياتى يافت مىشود كه صرفا يك تعريف اخلاقى را براى اين ولايت الهيّه براى مؤمنين مىرساند. و آن نظير اين آيه مباركه كه مىفرمايد:« اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ.»، بقره/ ٢٥٧:
خداوند سرپرست مؤمنان است، آنها را از تاريكىها به نور خارج مىسازد.
[٦] - جاثيه( ٤٥) آيه ١٩: خداوند يار و ياور پرهيزگاران است.
[٧] - حجرات( ٤٩) آيه ١٣(- يك ب): گرامىترين شما نزد خداوند پرهيزگارترين شماست.
[٨] - اسراء( ١٧) آيه ٣٨(- يك الف): تمام اينها گناهش نزد پروردگارت منفور است.