آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٤٢٦ - نتايج غيرطبيعى(يا مجازات الهى)
ما يَحْكُمُونَ.»[١]، «أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ.»[٢]، «أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ.»[٣].
طبيعى است كه اين استنباط براى اينكه قطعى و حتمى شود، بايد محدود به تفكّر عمومى مجازات باشد و ديگر اينكه نبايد تصوّر شود كه اشكال مجازات محدود مىگردد، بهطور مثال آيا ممكن است، يك رابطه عقلى بين عمل خاصّى از اعمال ارادى انسان و يا حتّى تلاش مستمر در اين زندگى فانى و بين مجازات دائمى در زندگى پايدار اخروى باشد؟[٤].
ولى در صورتى كه مجازات و مكافاتى از اين قبيل نباشد و امكان اينكه نظير اعمال ما باشد، نيز وجود نداشته باشد (در صورتى كه به ذات و واقعيّت آنها توجّه كنيم)، در آن صورت مكافات موضوعى براى وعده الهى و يا التزام و تعهّدى خواهد بود كه در حقيقت عوضى است در يك عقد قطعى و مبرم بين خدا و انسان:
«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ.»[٥]. به شرط آنكه اعمال ما- حدّاقلّ- به مقدار اعمالى بزرگ، پاكيزه و بدون نقص باشد و تمام شرايط مطلوب را نيز داشته باشد تا خداوند آنها را بپذيرد و آن هم در اين حالتى كه ما داريم، بهطور يقين حكم كردنش محال است.
[١] - جاثيه( ٤٥) آيه ٢١: آيا كسانى كه مرتكب سيّئات شدند، گمان كردند آنها را همچون كسانى قرار مىدهيم كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند كه حيات و مرگشان يكسان باشد؟! چه بد داورى مىكنند؟.
[٢] - ص( ٣٨) آيه ٢٨: آيا( ممكن است كسانى را كه ايمان آوردهاند، همچون مفسدان در زمين قرار دهيم؟! يا پرهيزگاران را همچون فاجران و تبهكاران قرار دهيم؟
[٣] - قلم( ٦٨) آيههاى ٣٥- ٣٦: آيا مؤمنانى را( كه در برابر حق و عدالت تسليم هستند) همچون مشركان و مجرمان قرار دهيم، شما را چه مىشود؟ چگونه داورى مىكنيد؟!
[٤] - با بيشترين فرضها ما مىتوانيم تصوّر كنيم كه اين تعادل را وقتى كه ما به عنوان معيار مقايسه در نظر مىگيريم، براى يك عمل خاص كه در تاريخ معيّنى اتّفاق افتاده نيست، بلكه عمل كلّى است كه اراده در ذات خود آن را به عنوان يك قاعده براى رفتار و سلوك خود برگزيده، چه موافق با قاعده اخلاقى باشد و يا نباشد! پس واقعيّت مطلب از اين قرار است كه وجدان انسانى در اين سطح بهطور مطلق روشى را ايجاد مىكند و آن را هدف قرار مىدهد و دوست دارد كه تا ابد و براى هميشه همان موضع خودش را حفظ كند، اگر به انسان جاودانگى را در اين زندگى بدهند.
[٥] - توبه( ٩) آيه ١١١: خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خريدارى مىكند و در برابر اين متاع بهشت را به آنان مىدهد، آنها در راه خدا پيكار مىكنند.