آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٤١٠ - ب - جنبههاى شرايط محيطى و موضع انسان
اندك شود و عنصر پيشگيرى از آن وقت بر عنصر دفع مستولى گردد: «فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.»[١].
و ازاينرو است كه مشاعر سنگين باهم تناسب ندارند، مشاعرى كه شعور حيا بدون ترديد بر همه آنها سيطره دارد، و واقعيّت مطلب اين است، انديشه بودن ما در پيشگاه خدا امكان ندارد- در وقتى كه ما برخى از امور پليد و خلاف شرع را در تخيّل داريم- وارد بر عقل و خردمان گردد، مگر اينكه سروكارمان با ضدّ اين ناپاكىها به صورت بازدارنده باشد كه از نظر مقدار توانمندى متفاوت و بالاتر از آنها باشد، و چون اين انديشه بر عقول ما سيطره يافت (يعنى انديشه حضور ما در پيشگاه خدا) ما به حق از ارتكاب امرى، هرچند كوچك بيمناك خواهيم بود، بهحدّى كه در برابر عظمت خدا از خجالت سرخ خواهيم شد، و دراينباره روايتى را مىخوانيم كه ابن مسعود نقل كرده است. رسول خدا ٦ فرمود: «از خداوند آنطور حيا كنيد كه شايسته است، گفتيم:
يا رسول اللّه! البتّه كه ما از خدا شرم مىكنيم و خدا را از اين بابت سپاس مىگوييم، فرمود: چنين نيست، بلكه شرم و حياى شايسته در پيشگاه خدا آن است كه انديشهات و آنچه را كه شنيدهاى حفظ كنى، و همچنين شكم را از آنچه مىخورى، پاك بدارى و مرگ و گرفتارى (پس از مرگ) را يادآورى، و هركه آخرت را بخواهد، زينت دنيا را فروگذارد و آخرت را بر دنيا ترجيح دهد، پس هركه چنين كند، البتّه چنانكه سزاوار شرم است، از خدا حيا كرده و شرم دارد.»[٢]. ولى اگر شخص خطا كند يا ناتوان باشد، پس بهطور قطع در گرفتارى زندگى، حيا را از دست داده و از آن انديشه هدايتكننده غفلت كرده است كه يوسف ٧ آن را روزگارانى پيش
[١] - بقره( ٢) آيه ١٨١، ٢٢٤، ٢٢٧، ٢٣١، ٢٨٢، ٢٨٣، آل عمران/ ١٥٦، نساء/ ٩٤، ١٣٥، ١٤٨، هود/ ١١٢، نحل/ ٩١، احزاب/ ١، ٢، ٥٢، حجرات/ ١(- ٢ آ و ١٤ ب): كسى كه وصيت را بعد از شنيدنش تغيير دهد، گناهش بر كسانى است كه آن را تغيير مىدهند، خداوند شنوا و داناست.
[٢] - ر ك: سنن ترمذى: ٤/ ٦٣٧، حديث ٢٤٥٨؛ و ابن بديع شيبانى در تيسير الوصول: ٢/ ٢٣؛ نشر شيخ حامد الفقى آن را نقل كرده است( مترجم عربى). و نگاه كنيد: المستدرك على الصحيحين ٤/ ٣٥٩ حديث ٧٩١٥ كنز الفوائد كراجكى: ٩٨؛ مجمع الزّوائد: ١٠/ ٢٨٤؛ المصنّف ابن ابى شيبه: ٧/ ٧٧، حديث ٣٤٣٢٠؛ المعجم الأوسط: ٧/ ٢٢٦، حديث ٧٣٤٢؛ مسند احمد:
١/ ٣٨٧، حديث ٣٦٧١؛ المعجم الصّغير: ١/ ٢٩٨، حديث ٤٩٤؛ مسند ابو يعلى: ٨/ ٤٦١، حديث ٥٠٤٧؛ المعجم الكبير:
٣/ ٢١٩، حديث ٣١٩٢؛ الفردوس بمأثور الخطاب: ١/ ٨٧، حديث ٢٧٧.