آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٨٦ - الف - انگيزههاى درونى
صفات دلهاى خاشع و شكسته است: «وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ.»[١]. و اين حالت روحى و اين جايگاه روانى ارزش خود را از آنجا مىگيرد كه خصلت دانشمندان است: «يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ.»[٢].
تعليمات قرآنى ارزش خود را بهطور كلى از آنجا مىگيرد كه رو به كسانى از مردم مىآورد كه از عقل برترى برخوردارند و مىتوانند آن را بياموزند و در آن تأمّل و تعمّق كنند: «يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ.»[٣].
بنابراين گوشها را باز كرده است، براى شنيدن بيم قرآنى كه خود نخستين رخصت نشانههاى حيات است: «لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكافِرِينَ.»[٤].
ولى پاىبندى به تعليمات قرآنى دليل بر بينش انسانى و بصيرت اوست: «قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها.»[٥].
[١] - مائده( ٥) آيههاى ٨٢ و ٨٣، سجده/ ١٥(- يك آ و ٢ ب): جمعى از آنان( مانند همراهان جعفر و جمعى از مسيحيان حبشه) هنگامى كه آيات قرآن را مىشنيدند، اشك شوق از ديدگانشان به خاطر دست يافتن به حق سرازير مىشد و با صراحت و شهامت بىنظيرى صدا مىزدند؟ پروردگارا! ما ايمان آورديم، ما را از گواهان حق و همراهان محمّد ٦ و ياران او قرار ده.
[٢] - آل عمران( ٣) آيه ٧، نساء( ٤) آيه ١٦٢، رعد/ ٤٣، عنكبوت/ ٤٣ و ٤٩، روم/ ٢٢، سبأ/ ٦، فاطر/ ٢٨، زمر/ ٩(- ٧ آ و دو ب):
مىگويند: ما به همه آنها ايمان آوردهايم( چرا كه) همه از سوى پروردگار ما است،( آرى) جز صاحبان فكر و خردمندان متذكّر نمىشوند.
[٣] - بقره( ٢) آيههاى ١٦٤، ٢٦٩، آل عمران/ ٧، انعام/ ٩٧، ٩٨، ١٠٥، ١٥١، ١٥٢، اعراف/ ٣٢، توبه/ ٢، يونس/ ٥، ٢٤، رعد/ ٣، ٤ و ٩، نحل/ ١١، ١٢، ١٣، ٦٧، ٦٩، روم/ ٢١، ٢٣، ٢٤، ٢٨، ص/ ٢٩، زمر/ ٩، ١٨، ٢١، ٤٢، جاثيه/ ٥(- بيست و شش الف و چهار ب): خداوند به هركس( شايستگى داشته باشد) حكمت و دانش مرحمت مىكند، و به هركس كه دانش داده شده است، خير فراوانى داده شده است.
[٤] - يس( ٣٦) آيه ٧٠(- يك آ): هدف از آن اين است كه افرادى را كه زندهاند، انذار كند و( براى كافران اتمام حجّت نمايد) تا فرمان عذاب بر آنها مسلّم گردد.
[٥] - انعام( ٦) آيه ٥٠، ١٠٤، هود/ ٢٤، يوسف/ ١٠٨، رعد/ ١٦، نور/ ٤٤، فاطر/ ١٩، غافر/ ٨(- هفت الف و يك ب): دلايل و نشانههاى روشن در زمينه توحيد و خداشناسى و نفى هرگونه شرك كه مايه بصيرت و بينايى است، براى شما آمد. آنهايى كه به وسيله اين دلايل چهره حقيقت را بنگرند، به سود خود گام برداشتهاند و آنها كه چون نابينايان خود را محروم كنند، به زيان خود عمل كردهاند.