آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٦٩ - الف - انگيزههاى درونى
پوشيدگى را ندارند[١].
و در نهايت، وقتى كه انگيزه باطنى مانع از اعتبارات ديگر نيست، ما جز نصوصى را كه عنصر باطن جايگاه نخست را در آنها دارد، پذيرا نيستيم.
و بيشتر اوقات مىبينيم، مقدّمات انگيزهاى را قرآن يادآور شده است كه بر آنها اعتماد دارد و به صورت تفسير استعمال مىشوند و احيانا، همان موضوع امر مىباشد، تا آنجا كه اگر ما اشيا را با نامشان بخوانيم، بايد بگوييم كه آن مقدّمات همچون علّت و معلول به كار مىروند.
و اكنون پس از اين توضيح بايد نخست بنگريم كه چگونه قرآن درحالىكه نگرش عمومى خود را توجيه مىكند، اصرار دارد، بر اينكه به ما بنماياند كه اين نظريّه و نگرش چيست و آنچه در جوهر ذات آن نيست و از اين نظريّه نقايص را نفى كند، نظريّهاى كه هر نوع نگرش باطل و يا مغرضانه را عيب مىشمرد و نيز صفات ويژه توانمندى را براى قانع كردن عقولى كه خود را مديون حقيقت مىبيند، اثبات نمايد.
قرآن اعلان مىكند كه يك قضيّه اكتسابى نيست و همچنين نظامى نيست كه بنيانگذارش به خاطر رسيدن به اجر و مزدى آن را فراهم كرده باشد: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً، إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرى لِلْعالَمِينَ.»[٢].
[١] - براى اينكه از چنين ترديدى به دور باشيم، ما را از اين دسته مطالب به دور نگه داشته؛ از تمام احكامى كه در ضمن اين سخن آمده است:« ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ.»، بقره/ ٥٤. اين جمله تعبيرى است كه دو تفسير متفاوت را پذيراست؛ يا به اين معنى است كه بيشترين سود را- با پاداش و مجازاتى كه دارد- براى شما خواهد داشت، و يا اينكه خير بزرگى براى شما در آن است، به خاطر كمالپذيرى وجود خاصّ شما، و به اين دليل از بين احكامى كه مربوط به ظلم انسان به خويشتن خويش است، ما را از احكامى غافل داشته است كه سبك آنها به تفسير آلودن انسان و تباهسازى اخلاقى وى تنها متوجّه نيست، بلكه احكامى را كه سبك آن آيات به تعويض شخص، ثوابش را با عقاب نيز تفسير مىكند.
[٢] - انعام( ٦) آيه ٩٠: به مردم بگو: من هيچگونه اجر و پاداشى در برابر رسالت خود از شما تقاضا نمىكنم، بهعلاوه اين قرآن و رسالت و هدايت يك بيدار باش و يادآورى به همه جهانيان است.
نويسنده براساس يادآورى معناى موردنظر و اشاره به آيات شريفه با ذكر شماره آيات در حاشيه، مطالب را درج كرده است، در حالىكه ما به عنوان كمك به خواننده لازم ديديم، براى پىگيرى اين طرز تفكّر آيهاى از آيات را ذكر كنيم و به بقيّه آيات با ذكر شماره اشاره نماييم. دراينباره، به آيه ١٠٤، سوره يوسف توجه كنيد:« وَ ما تَسْئَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ.» يعنى: تو هرگز از آنها اجر و پاداشى در برابر آن نخواستهاى، اين دعوتى عمومى و تذكّرى است براى جهانيان. و مؤمنون( ٢٣)-- آيه ٧٢:« أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَراجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ»، يا اينكه تو از آنها اجر و مزد و هزينهاى( در برابر دعوتت) مىخواهى، با اينكه مزد پروردگارت بهتر و او بهترين روزىدهندگان است، و سوره ص/ ٨٦، شورا/ ٢٣، طور/ ٤٠، قلم/ ٤٦.
( هفت آيه مدنى است- آ-).