آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٦١ - ٣ - نظام توجيه قرآنى و جايگاه كيفر الهى
امّا ما هماكنون نمىخواهيم در مورد ملاحظات گسترده به اين نحو بايستيم، با اين عقيده كه اين بخش از مسئله در سادهترين و عادلانهترين حالاتش اقتضا مىكند كه ما به عين عبارت مراجعه كنيم. حقيقت مطلب اين است كه وقتى قرآن را مىخوانيم، به خوبى روشى را مىبينيم كه با آن روش تكليف اخلاقى را فرض و واجب مىشمرد، قانع مىشويم سخنى كه اين تكليف از آن نشأت مىگيرد، تركيب استوارترى دارد تا اينكه به اين صورت بسيار متفاوت منجر شود كه برخى از مردم مىخواهند، به خورد ما بدهند. جز اينكه اگر ما قبل از آن، به مقايسه برخى از عبارات كتاب مقدّس بپردازيم كه ميراث مسيحيّت توانسته است آن را حفظ كند! كه به يقين اين مقايسه كار سودمندى خواهد بود، زيراكه به استخراج مفهوم قرآنى در اين موضوع، با امتيازى كه از نظر تركيب و غنا دارد، به ما كمك مىكند «راه و روش توجيه كتابى».
بايد نخست به عهد قديم مراجعه كنيم و نوع كيفرها و مجازاتهايى را كه براساس توصيههاى الهى مطرح كرده است، مشاهده كنيم[١] و برخى از فقراتى را كه بسيار نادرند، كنارى بگذاريم، و آنچه را كه اشارهاى به خير اخلاقى واقعى دارد، پيدا كنيم، سپس به كيفيّتى بنگريم كه علّت اين اوامر و دستورها را بيان مىكند.
بنابراين؛ موقعى كه خداى سبحان به نخستين خانواده انسانى، جريان ميوه حرام را هشدار مىدهد، مىگويد: «امّا ميوه درختى را كه در وسط بهشت بود، خداوند فرمود: از آن بخوريد و آن را دست نزنيد تا نميريد.»[٢]، و موقعى كه بزرگترين پسرش؛ قابيل قاتل برادرش هابيل را مخاطب مىسازد، مىگويد: «اكنون نفرين شدهاى تو از زمين ... هروقت زمين را به كار بندى غذاى خود را به تو نخواهد داد!»[٣].
و موقعى كه زمين پس از مدّتها فاسد مىشود و به وسيله طوفان مجازات مىشود، خداوند
[١] - بهطور مثال:« براى ما نيكو خواهد بود، در صورتى كه همه اين وصايا را حفظ كنيم ...»( سفر تثنيه، اصحاح ٦- جمله ٢٥) و مثل:
« زنهار كه مبادا به برادر مستمندت بد نگاه كنى، كه خطايى است بر تو»( سفر تثنيه، اصحاح ١٥- جمله ٩).
[٢] - سفر تكوين، اصحاح سوم، جمله ٣، اين را با عبارتى كه در سورههاى بقره( ٢) آيه ٣٥ و اعراف( ٧) آيه ١٩ آمده است، مقايسه كن:« وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ.»،
يعنى: به آدم گفتيم تو و همسرت در بهشت ساكن شويد و هرچه مىخواهيد از نعمتهاى آن گوارا بخوريد، ولى به اين درخت مخصوص نزديك نشويد كه از ظالمان خواهيد شد!
[٣] - همان: ٤/ ١١- ١٢.