آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٥١ - ٢ - مجازات قانونى
برنداشتن احساس درد انسانى را ندارد، به آن اندازهاى كه دليل بر بزرگداشت عميق و احترام دينى- به معنى حقيقى كلمه- نسبت به قانون جارى. اين همان مقياسى است كه بايد بدان وسيله مسافتى را بسنجيم كه با مفهوم اخلاقى معاصر را از مفهوم اوّليه اجتماع اسلامى فاصله دارد.
تا چه اندازهاى اين اجتماع عمق صفت قداست را در اخلاص و صميميّت زوجيّت درك مىكرده است!! و با چه زشتنگرى در برابر خيانت همسران كه يكى نسبت به ديگرى خيانت كند، مىايستاده است؟! و چقدر عمل دزدى و بدمستى مىگسار و فرومايگى سخنچين در نظرشان حقير و پست جلوه مىكرده است؟!
به راستى كه اين امّت هيچ كموكسرى از نظر عطوفت و رأفت انسانى نداشته است، ولى لازم مىديده است كه اين رقّت قلب و عواطف خودساخته را كنترل و به خاطر روح نظام و طاعت پروردگار آن را ناديده بگيرد، و مطابق واقع خداى سبحان فرموده است: «وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ.»[١]
امّا راجع به احترام شخصيّت انسان و حقّ امنيّت فردى، بديهى است كه اينها چيزى نيست، تازه ايجاد كرده باشند، مگر اينكه خود اشخاص بدانند كه چگونه كرامت انسانى را پاس بدارند. پيآمد لغزشهاى آدمى محدود بر اين نمىشود كه فرد تنها ارزش خودش را از دست بدهد، بلكه خود را در معرض سرزنش و ملامت قرار مىدهد، و او نبايد وقتى كه اين سرزنش را مىبيند، جز خويشتن كسى ديگر را ملامت كند، زيراكه او خود پردههاى آبروى خود را دريده است.
درباره اين مطلب عميق و ژرفنگرى، به سخن شاعر عرب گوش فرادهيد:[٢]
دستى كه ديهاش دويست مثقال طلاست چه مىشود كه به خاطر يكچهارم دينار بايد بريده شود
[١] - نور( ٢٤) آيه ٢: نبايد رأفت( و دلسوزى كاذب) نسبت به آن دو، شما را از اجراى فرمان خدا بازدارد.
[٢] - بيت اوّل به ابو العلاء معرّى( شاعر معروف)، پس از شكاكيت وى در شريعت، نسبت داده شده است. و شعر دوم پاسخ اوست، توسّط شريف رضى( گردآورنده نهج البلاغه، پاسخى عالمانه داده است- م.) بعضى گفتهاند: بيت دوم از قاضى عبد الوهاب مالكى است. ر ك: الاقناع: ١٢/ ١٩٠؛ مغنى المحتاج: ٤/ ١٥٨؛ اعانة الطّالبين: ٤/ ١٧٨؛ فيض القدير: ١/ ٢٩٩.