آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٢٤ - خاتمه بناى تفكر قرآنى را نسبت به مسئوليت
سلطه كافى ندارد تا بتواند فعّاليّت و نشاط درونى ما را نسبت به ارادهمان به حركت درآورد و يا متوقّف سازد.
گاهى طبيعت مىتواند ما را از برخى شرايط مادّى لازم جهت اجراى تصميماتمان محروم گرداند، و گاهى قادر است بعضى از صفات نرم و رقيق را از ما بگيرد كه مىتوانست تصميمات خوب ما را سهلتر و دوستداشتنىتر سازد، ولى طبيعت نمىتواند به ما قدرت اين جانبدارى گستاخانه را بدهد كه علىرغم همهچيز با چشمپوشى از شادمانى خويش بتوانيم آن كارهاى خير را انجام دهيم. و همينطور، وقتى كه شخص در برابر اكراه و اجبار خارجى و يا به خاطر ضرورت زندگى (اضطرار) تسليم مىشود، به راستى كه اين عمل را با آزادى انجام مىدهد و بين دلايل و انگيزههاى مخالف و متناقض، مقايسه و سبك و سنگين مىكند، سپس آن را كه متناسبتر است برمىگزيند، و براساس اين گزينش- خوب باشد يا بد- محاسبه مىشود.
و درنهايت، اساس و مبدأ قرآنى براى مسئوليّت مبدأ فردى است؛ هر نوع مسئوليّت موروثى و يا اجتماعى به معناى حقيقى كلمه را مردود مىشمارد.
اين اصولى را كه ما با دقّت پىگيرى كرديم و اصول و مبادى كه دقيقترين نتايج را در زمينههاى اخلاقى و دينى از آنها به دست آورديم، بدون ترديد، در زمينه فقهى استثناهايى بر آنها وارد است، و با وجود همه اينها ما از مسائل حقيقى و ذاتى آنها زياد غافل نيستيم. و تنها عمل ارادى براى فرد انسانى برخوردار از عقل، به عنوان تنها موضوع هميشگى براى مسئوليّت، و نيز نيّت انجام كار شرّ تنها شرط ضرورى براى مجازات مىماند.
و موقعى كه براى يكبار (در مسئوليّت مدنى) برخلاف اين قاعده اخير اتّفاقى بيفتد تا خواستههاى ديگر رضايتبخش گردد، قانونى بودنش كمتر نيست، ما از ارتباط دادن آن با مخالفت ديگرى كه هدفش تخفيف آثار قاعده اوّل است، خوددارى نمىكنيم. بهگونهاى كه شارع اسلامى- به دور از زمينه اخلاقى محض و با غلبه دادن مصالح دنيوى- از مبادى و اصول مربوط به ارتكاب جرم واقعى غفلت نداشته است.