آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣١٥ - ٣ - جنبه اجتماعى مسئوليت
نظام مختلف اسلامى است، جدا ساخت: يكى زندگى دنيا را تنظيم مىكند و ديگرى مخصوص حكم آسمانى در آخرت است. و به اين ترتيب تأثير توبه در زمينه و محدوده دينى است، بدون اينكه به صورت قطعى بر زمينه اجتماعى تأثيرگذار باشد[١].
واقع مطلب آن است كه سنّت براى ما حالتهاى تنگنايى را مطرح كرده است. تبهكاران در آن حالات مىآيند تا نسبت به جرمى كه مرتكب شدهاند، اعتراف كنند و با اصرار درخواست اجراى مجازات را درباره خود بخواهند. و بر اين اساس پيامبر ٦ با علم به عظمت اين لحظه گنهكاران و ارزش بالاى توبه آنان، ترديدى به خود راه نمىدهد كه مجازاتى را كه در شرع براى آنها تعيين شده است، بر آنها اجرا كند، و جريان درباره هر نوع تجاوزى كه بر ضدّ شخص ديگر يا مال و يا ناموس كسى انجام گيرد، همينطور است، آنگاه تجاوزگر پيش از اينكه مجازات شود، توبه مىكند.
بنابراين موضع درونى كه در جرم داشتن عمل مورد توجّه بوده است، اهمّيّتى ندارد، زيراكه آنچه مورد توجّه و مطلوب است، از بين بردن آثار سوئى است كه در قبل پديد آمده است، چون اعتبارات مختلفى علاوه بر اعتبارات شخصيّه[ sellennosreP -artxe ]دخالت دارد، همينهاست كه موجب كيفر و مجازات مىشود، امّا پشيمانى و توبه و اراده پاكى كه دوباره به آن بازگشته است، چهبسا براى نيكسازى حال گنهكار و تأكيد حرمت نهادن او به قانون كفايت كند،
[١] - عبارت مربوط به اين موضوع چنانكه در كتاب محلّى ابن حزم: ١١/ ١٥٢- ١٥٨، به تصحيح خليل هراس آمده، چنين است:
« ابو محمّد مىگويد: گروهى معتقدند كه توبه باعث سقوط تمام حدود مىگردد، و اين روايتى است كه ابو عبد الرّحمن اشعرى از قول شافعى نقل كرده است: اين مطلب را در عراق گفته است، ولى در مصر از آن قول برگشته است ... سپس در استدلال ايشان بر اين گفتهها نيز نگريستم، ديدم همگى بر اين عقيدهاند كه توبه عذاب اخروى را از بين مىبرد، درحالىكه عذاب بزرگتر است، بنابراين؛ سزاوارتر آن است كه عذاب كمتر كه همان حدّ دنيوى است، نيز ساقط گردد، و چنين نيست كه اگر يكى از آنها ساقط شد، آن ديگرى نيز ساقط گردد، زيراكه نصّ قرآن، سنّت و اجماع، چنين چيزى را واجب نكرده است. درحالىكه بسيارى از گناهان در دنيا حدّى ندارند، مانند غضب، و كسى به ديگرى بگويد: اى كافر! و مانند خوردن گوشت خوك و عاق والدين شدن و نظاير اينها. و اين بدان جهت نيست كه چون اينها در آخرت مجازات دارند، بلكه در اينها بزرگترين مجازات اخروى وجود دارد. بنابراين صحيح آن است كه بگوييم احكام دنيا ربطى به احكام اخروى ندارد.».
به اين ترتيب مىبينيم كه مؤلّف جهت موردنظر فقه ظاهريّه را درباره اين مسئله خلاصه كرده است، همانطورى كه سخن ابن حزم را با تفسير افزوده است.( مترجم عربى).