آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٩٤ - د - آزادى
احساس شادى كند، يا به خاطر شناخت حقيقت و يا سروكار داشتن با فضيلت احساس گرفتگى نمايد، چه عقل ما گمراه شود و يا هدايت گردد، احكام و تصميمات ما به سمت و سوى خير باشد يا شرّ، زيرا ما وقتى كه اثبات مىكنيم تمام اين آثار به واسطه نيروى برتر و فوقطبيعى از ما سر مىزند، مىيابيم كه پيشينه همه آنها از اراده ما برخاسته است. بنابراين ما هستيم كه برپايه نور و بر روشنايى چشم دلمان را باز مىكنيم و يا از آنرو برمىگردانيم: «وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ.»[١]. ماييم كه شروع به روشنگرى عقلمان نمودهايم و يا به خاموش ساختن آن اقدام كردهايم: «كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ»[٢]. بر هواى نفسمان حاكم باشيم، و يا از آن پيروى كنيم: «وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ.»[٣]
جز اينكه سختى و دشوارى اگر بدين ترتيب عقبگرد كند، بهطور نهايى بىتأثير نمىشود، زيراكه هرچه ما در اعمال باطنى خود ترقّى كنيم، بايد در هر گامى توقّف نماييم و از خودمان راجع به انسانى صرف بودن عملمان بپرسيم، در آن صورت است كه بخشى متضمّن فعل الهى است و يا اينكه آفريده خداست، پس از جانب ما به هيچ خطايى بازگشت نخواهد كرد.
و اگر ما موضع قرآن را نسبت به مشكل اختيار آزادى به خوبى درك كنيم، خواهيم ديد كه بهطور مستقيم مخالف موضع كانت است، زيراكه قرآن برحسب ظاهر با نظريّه كانت مخالفت قطعى دارد؛ چون اراده ما را نسبت به رويدادهاى طبيعى مستقل مىداند.
اما در نظام ماهوى معقول[ lan ?emuon -erdro'l ]اين استقلال برعكس، ميدان را براى پيروى از عامل دوگانه، بلكه سهگانه، نسبت به اراده الهى باز مىكند. بنابراين در امورى كه مربوط به فاعليّت اراده ماست، تنها از كمك عنايت الهى صادر نمىشود تا كوششهاى ما را به نتيجه نهايى برساند و يا از آثار خود جدا سازد. بنابراين همسرى كه سلّول حياتى فرزندش را (در رحم همسرش) به وديعت مىگذارد، آفرينش فرزند را كامل نكرده و روح حيات را در او نمىدمد:
[١] - زخرف( ٤٣) آيه ٣٦: و هركس از ياد خدا روىگردان شود، شيطانى را به سراغ او مىفرستيم، پس همواره قرين اوست.
[٢] - مطفّفين( ٨٣) آيه ١٤: چنين نيست كه آنها مىپندارند، بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته است( و از درك حقايق دور ماندهاند).
[٣] - اعراف( ٧) آيه ١٧٦: و اگر مىخواستيم( مىتوانستيم او را در همان مسير حق به اجبار نگاه داريم) و به وسيله آن آيات و علوم، مقام والايى بدهيم، ولى او به پستى گراييد و از هواى نفس پيروى كرد.