آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٨٤ - د - آزادى
داشته باشند. واقعيت مطلب آن است كه قرآن كريم در موارد بسيارى اين حقيقت را به ما يادآور مىشود، كه بيشتر پندهاى حكيمانه اقناعى و قوىترين دعوتهاى فريبكارانه به بدى، كمترين تأثير را در راه و رفتار ما به وجود نمىآورد؛ بدون اينكه اراده ما انگيزش آزادانهاى براى پذيرش و يا ردّ آنها داشته باشد. و قرآن مجيد از زبان شيطان چنين بيان مىكند: «وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ».[١] و مىگويد: «نَذِيراً لِلْبَشَرِ لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ.»[٢].
٤- نزديك شدن قساوتمندانه با اعمالى كه از روى هواى نفس و يا از روى تقليد كوركورانه انجام مىگيرد، قرآن كريم مىفرمايد: «وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ».[٣]. و مىگويد: «إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ فَهُمْ عَلى آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ.»[٤]
و اين قبيل كارها غالبا كارهايى هستند كه وجدان عمومى به عنوان يك صفت غيرمسئولانه اجازه نمىدهد و يا آنها را با مسئوليّت كمرنگى آميخته مىسازد. آيا چنين نيست كه ما اين شكل از اعمال را با وجود متعدّد بودن آنها مىبينيم كه هيچ فردى از طرفداران حتميّت (جزميّون) نمىتواند آنها را بپذيرد و سرسختترين مدافعان از اختيار و آزادى ترديدى در پذيرش آنها ندارد؟
ولى از عجايب است كه اين همه سختگيرى درباره حكم مسئوليّت؛ يعنى آن چيزى كه نمىخواهد هيچ بهانه درست و صحيحى از دشوارىهاى مربوط به احوال درونى ما را خارج از دايره حكم ببيند، چگونه در وقتى كه نوعى اكراه مادّى پديد مىآيد، ميدان را از همان لحظه براى گذشت و بخشش بازمىگذارد؟- چه اين اكراه از بيرون عارض شود، مثل اينكه تجاوزگرى شخص را تهديد كند، و يا اينكه از درون وجود خود ما برخيزد، مثل اينكه فشار گرسنگى ما را
[١] - ابراهيم( ١٤) آيه ٢٢: من بر شما تسلّط و اجبار و الزامى نداشتم، تنها اين بود كه از شما دعوت كردم، شما هم با ميل و اراده خود پذيرفتيد، بنابراين مرا هرگز سرزنش نكنيد، بلكه خويشتن را سرزنش كنيد.
[٢] - مدّثّر( ٧٤) آيه ٣٦- ٣٧: هشدار و انذارى است براى انسانها، براى كسانى كه از شما مىخواهند پيش بيفتند يا عقب بمانند( به سوى هدايت و نيكى پيش روند، يا نروند).
[٣] - اعراف( ٧) آيه ١٧٦: و او به پستى گراييد و از هواى نفس خويش پيروى كرد.
[٤] - صافّات( ٣٧) آيههاى ٦٩- ٧٠: چرا كه آنها پدران خود را گمراه يافتند،( امّا) با اين حال به سرعت به دنبال آنان كشانده مىشوند.