آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٨٢ - د - آزادى
تجربه در حقيقت ثابت كرده است كه ارادههايى كه معتدلترند در بحران و ازدحام كارها و در برابر مبارزهطلبى احساس مىكند كه در برابر تأثير غرايز اوّليه و انگيزههاى تسلّط و تهديدهاى شرايط خطرناك مىتواند به شدّت و سرسختانه مقاومت كند و ارزشمندترين چيزى را كه در اختيار دارد، با رضا و رغبت فدا كند، اين تنها نسبت به شهيدان صدق نمىكند كه آنها به خاطر هدف بالاتر از روى اختيار حياتشان را فدا مىكنند، بلكه بر بيشتر سربازانى كه در كار خودشان خاضعند، نيز صادق است، آنها كسانى هستند كه به ميدان جنگ فرستاده مىشوند، بدون اين كه بدانند براى چيست، درگير مىشوند، بلكه به خاطر صرف اطاعت آنها از سران سپاه مىباشد[١].
چهبسا كه به من بگوييد: من تمام تلاشم را مىكنم، ولى به هدفم نمىرسم. اين حرف به صورت مطلق درست نيست، زيرا اگر دل تو، آن طبيعت كوچك توانايى بر مقاومت در برابر يك سپاه بزرگ را ندارد تا آن را فرونشاند و هرگاه بعضى از كارهاى بد ناگزير جاذبه دارند و بعضى از كارهاى خوب خوشايند نيستند، روى اين جزء اثرپذير وجود تو (دل) تأثير مىگذارند، پس چرا براساس خيرخواهى عقل براى اين حالت خود غمگين نمىشوى و اين طبيعت ذاتى خويش را حقير نمىشمارى؟ ... و چرا از همه اينها بازمىايستى و خوددارى مىكنى و خودت را نسبت به اين جزء (قلب و دلت) به منزله بالاترين قاضى و آخرين داور قرار مىدهى؟ .... و چرا به پذيرش اين وضع و خرسندى به آن بسنده نمىكنى، و يكباره اوامرى به قواى اجرائى خود صادر
[١] - اين همان ديدگاه اهل سنّت است كه زمامداران را بهطور مطلق أولى الأمر و واجب الإطاعه مىدانند در صورتى كه از نظر شيعه اطاعت حاكمان جور كمك بر ظلم و ظالم است!- م.