آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٨١ - د - آزادى
براى اينكه يك صورت تقريبى از دشوارىهايى كه اراده ما در زمينههاى موروثى و يا اكتسابى بر خود دارد، در ذهنمان داشته باشيم، كافى است كه ما انسانى را تصوّر كنيم كه در خوابى عميق فرورفته، ولى صداى هشداردهنده ساعت را مىشنود، به راستى ما دو نظام مختلف را بهطور كلّى باهم خلط مىكنيم، موقعى كه مىگوييم: قانون طبيعى كه روى جسم فشار مىآورد و حركت او را سست مىكند، به همان اندازه اراده بيدار شدن از خواب را از كار مىاندازد. پس حقيقت مطلب آن است كه امتداد بيدارى براى چند لحظه جهت تحريك شعور و آگاهى كفايت مىكند و نيز ضامن موفّق نبودن خواب در آن حالت است. چون اين حالت طبيعى، پيشروى اراده، سه موضعگيرى ممكن را براى اختيار و گزينش بهطور مساوى بهجا مىگذارد: گاهى شخص همچنان در حال خمودى به خود و جسم خود مىگويد: «بايد من به آسايشم بپردازم.»، يا «اميدوارم بيدار شوم، ولى نمىتوانم تصميم بگيرم.»، يا «بايد براى كار بپاخيزم.» بديهى است كه موضعگيرى اول به پافشارى روى يك امر لازم (راحتى) مربوط مىشود، نمىتواند از چيزهايى باشد كه طبيعت آن را الزام نموده است، زيراكه شخص بدون هيچگونه تغيير در وضع مادّى مىتواند موضعگيرى وسطى را برگزيند كه مشتمل بر اراده ضعيفى است و اين اراده همان اراده معادل عمل گريز از تكليف است. و بر اين اساس هروقت شخص به مرحله اختيار اين راهحلّ وسطى برسد، آسان خواهد بود كه نسبت به درستى اين حكمى كه پيشاپيش صادر مىكنيم، سستى اراده ما تحقّق يابد. به اعتقاد ما، به صرف يك حركت ساختگى ما راهيابى به هدف را آغاز مىكنيم، تا اينكه هر نوع پرده وهمى را از چهره حقيقت آزاديمان برطرف كنيم. آرى، با اندكى شدّت عمل و سرسختى و با مقدارى از مبارزه و پيكار خوابآلودهترين مردم از خواب بيدار مىشوند و تصميم خود را عملى مىسازند[١].
[١] - اين طرز تفكّرى كه ما در اينجا مطرح كرديم، حديث معروفى بدان اشاره نموده است كه بهطور مشخّص به مقاومت اين ميل ضعيف به بيدار شدن مربوط مىشود و راهى را كه دستور دادهاند، از مراحل مختلف تركيب يافته كه هدفش قطعى بودن توالى اين شرايط مادّى مفروض يكى پس از ديگرى بر اراده است: حرفى بزن تا تو را به ياد وظيفهات بيندازد، از جا بلند شو، صورتت را بشوى و آبى بر اعضاى بدنت بزن ... وقتى كه بدن بدين ترتيب- با اندك كوشش آزاردهنده در ابتدا- شاداب شد، ديرى نمىپايد كه راحتى و شادابى به روح و جان بازمىگردد.( ر ك: صحيح بخارى: ١/ ٣٧٧، باب تهجّد- باب ١٢، حديث ١٠٦٩، فتح البارى ٣/ ٣، مقدمه فتح البارى: ١/ ٤٦٦) ١. ه مؤلف.-- عبارت حديث چنانكه صحيح بخارى از ابو هريره نقل كرده است، كه رسول خدا ٦ فرمود:« شيطان بالاى سر هريك از شما وقتى كه در خواب است، سه گره مىزند كه هر گرهى بهقدر يك شب طولانى است، پس شخص مىخوابد، اگر بيدار شد و خدا را ياد كرد، گرهى بازمىشود، و اگر وضو گرفت، گره ديگرى بازمىشود، در نتيجه شاداب و از روى ميل صبح مىكند و اگرنه، نه ناپاك و از روى كسالت بيدار مىشود.
و ر ك: تفسير قرطبى: ٣/ ٢٣، ١٩/ ٥٦؛ التّمهيد ابن عبد البرّ: ١٩/ ٤٥؛ صحيح مسلم: ١/ ٥٣٨، حديث ٧٧٦؛ تنوير الحوالك:
١/ ١٤٦، حديث ٤٢٤؛ ميزان الإعتدال: ٢/ ٨٩؛ صحيح بخارى: ١/ ٣٨٣، حديث ١٠٩١ و: ٣/ ١١٩٣، حديث ٣٠٩٦؛ مستدرك الوسائل: ٦/ ٣٤٠؛ صحيح ابن حبّان: ٦/ ٢٩٣، حديث ٢٥٥٣؛ مجمع الزّوائد: ٢/ ٢٦٢؛ موطّأ مالك: ١/ ١٧٦، حديث ٤٢٤؛ مسند احمد: ٢/ ٢٤٣، حديث ٧٣٠٦.