آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٧٧ - د - آزادى
اين عامل جديد همان چيزى است كه نشاط و رغبت تركيبى را وارد ذات كلّى ما مىنمايد تا از مناقشه جلوگيرى كند و حكم نهايى خود را صادر كند، حكمى كه جز آن را هيچ ارزشى نيست و تمام نتايج اخلاقى در راستاى آن است.
حقيقت مطلب اين است كه ذات غيرقابل قسمت ما، همان است كه در اين لحظه قاطع، يكجا ثابت و برقرار است، و همان است كه حكم نهايى را براساس ارزش اين يا آن هدف صادر مىكند و همان است كه به خاطر دفاعكنندگىاش بر ديگرى رجحان دارد. نسبت به طرف ضعيفتر از موارد نادرى نيست كه اسلحهاى در خلال ردّوبدل شدن به لطف نيكى كه داور ما در نهايت ابراز مىدارد، گوى سبقت را بربايد. و در اين صورت، پس اين ذات برتر همواره بر ملكات و قواى خويش تأثيرگذار است و موقعيّتش نسبت به آنها همچون موقعيّت راننده قطار در پشت موتور آن است كه اين توانايى را دارد كه هر لحظه قطار را نگه دارد يا سرعت و يا جهتش را تغيير دهد.
و همچنين مىتوانيم اختيار خودمان را به بالاترين حد از تنوع كه مايليم توجيه كنيم، بدون اينكه قوانين ظاهرى يا باطنى طبيعت را بشكنيم، بلكه با كمك اين قوانين منظور خودمان را عملى سازيم. بهطور مثال، مىتوانيم نيروى تخيّلمان را وادار كنيم تا به صورت روشنتر و دقيقترى موضوع عملى را كه عادت يا غريزه در اختيار او نهاده، به صورت خطوط درشت مختلطى براى ما ترسيم كند، و ما مىتوانيم به عمق آگاهىهايمان نزديك شويم؛ كه آن چه در گذشته، بهجامانده پشت سر او قرار دارد، و مىتوانيم توجّه خودمان را در آن متمركز كنيم و اسباب و علل آن را فراهم آوريم، و اگر نتوانيم براى آن ارزشهاى درونى شايستهاى را كشف كنيم، ارزشهاى شخصى صرف ديگرى را برايش تدارك ببينيم. و با همه توانمان پافشارى خواهيم كرد، بهگونهاى كه اراده خويش را از مجراى كنونى خارج كنيم تا راه جديدى برگزيند. و آن نيز- اگر بخواهيم[١]- حتمى است، ولى به شرط آنكه تعيين شده باشد، نه تعيينكننده،
[١] - و مىگويم: اگر ما اراده كنيم ... زيرا كه واقع مطلب اين است كه ملكات ديگرى كه مسخّر انسانند، مطلقا چنين نيست كه تنها اراده آنها را به ذات خود محدود و مشخّص كرده باشد، بلكه تمام نقش اراده آن است كه زمينه ارتباط آن ملكات را آسان مىكند و فرصت بيشترى براى آنها فراهم مىكند تا خودنمايى كنند. و علىرغم همه اينها من مىتوانم بگويم: آرى ولى-- نخواهم. و براى اينكه موقعيّت خودم را حفظ كنم و در برابر تمام پيآمدها همچنان خويشتندار بمانم، همواره در پيشرويم اين فرصت وجود دارد تا اينكه اين وسيله پركار( اراده) را جهت مقاومت به كار ببندم، وسيلهاى كه تجسّمبخش آن است كه من نظراتم را از آن برگردانم و درباره چيزهاى ديگرى بينديشم.