آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٧٢ - د - آزادى
ذاتش ماهيّت و طبيعت قطعى است؟
اما برگسون اين را پنهان نمىدارد و مىگويد: ما بيهوده ادّعا مىكنيم كه ما در برابر طبعمان تسليميم و طبع ما نيز همان ذات ماست![١] و اگر جريان از اين قرار باشد، مسئله آزادى زياد پيشرفته نخواهد بود، زيرا كه بنده اگر اربابش عوض شد، او از بندگى خارج نمىشود.
البتّه نظريّات تداعى معانى بهگونهاى تعامل و همكارى انديشههاى ما را پيشنهاد مىكنند، مانند عمل دو تيم فوتبال كه نيروهاى متضاد موجود در درون ما به صورت ذاتى جداگانه برخورد مىكنند و پيروز نمىشود، مگر آنكه از همه نيرومندتر است. امّا ديناميكى برگسون علىرغم فرود آمدنها و عقبنشينىهاى زيادى كه در برابر مخالفانش داشته، به اين نظريّه معتقد است كه بيانگر و كاشف از حالتهاى چندى است كه به اعتقاد ما از يك قوّه برمىخيزد كه آن قوّه بسى عميق است و او همچنان رشد مىكند و مىدرخشد، گويى آتش مداومى است!
ولى هرچه باشد نظر ما نسبت به اين قوّه: يكى يا متعدد، عميق يا سطحى، مكانيكى بودن و يا ديناميكى در بازگشت به طبيعت و ماهيت اصلى متّحد و متّفقند. امكان ندارد كه ما جهت آنها را تغيير دهيم و يا اينكه آنها را از حركت بازداريم، و هرگاه نظر ديناميكى از آزادى و از احتمال سخن مىگويد، در حقيقت ضرورت و حتميّت را نيز اثبات و تقرير مىنمايد و يا موقعى كه صحبت از احتمال است، احتمالى است كه ذات ناآگاه از آن سخن مىگويد و از ميان امكانات منطقى بسيارى، راه و روش رشد و نموّ آن را كوركورانه و بدون هدايت برمىگزيند.
و اينچنين از سوى ديگرى برگسون با كانت به هم مىرسند و هردو ثابت مىكنند كه ذات ما از نظر تجربى و ادراكى از انجام كارى ناتوانند، مگر اينكه از چيز ديگرى كمك بگيرند و عملى انجام پذيرد، كه به يكى از آنها ذات اصلى و اساسى اطلاق مىشود و به ديگرى ذات ماهيّت معقوله[ lan ?emuoN ioM ]و تفاوت ميان گفته برگسون و كانت در اين زمينه اين است كه برگسون اين توانايى را در يك واقعيّت محسوس مىداند و به حكم اخلاص و علاقهاى كه به هدف بيولوژى خود دارد، از مواجهه با «هر نوع مانع زندگى» در رشد طبيعى دفاع مىكند كه تمام تدبيرهاى حساب شده را به مبارزه مىطلبد.
[١] - ر ك:
. ١٢٩. p III. hc. ecneicsnoc al ed setaidemmI se? ennod sel rus iassE. nosgreB