آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٧٠ - د - آزادى
وسيله حالات قبلى، ضرورت و قطعيّت پيدا مىكند؛ به روش توپ بيليارد[١] كه در اثر برخورد با توپ ديگر رو به سمتى حركت مىكند كه رانده شده است. بنابراين؛ خود ما گاهى به روش سلبى شاهد اين منظره هستيم، يا اينكه سزاوارتر آن است كه: اين ذات (اراده) از وجود خاصّى به وجود نمىآيد، زيرا در اين عالم چيزى نيست، جز مجموعهاى از پديدهها كه قانونى قوىتر در ميان آنها حاكم است.
ولى اگر پديده اراده چيزى جز نتيجه طبيعى پديدههاى قبلى نباشد، پس بايد امر ممكنى باشد كه تصوّر مىكنى و از آن آگاهى دارى، نمىگويم: نسبت به آنچه در بيدارى مىبينيم، بلكه نسبت به ذات شخص، با همان يقينى كه بدان وسيله با يك پديده طبيعى آشنا مىشويم.
جز اينكه اين نوع آگاهى را تنها واقعيّت اندازهگيرى ما از اندازه واجب موردنظر تكذيب نمىكند و آن چيزى است كه وقتى در پيشروى ما ظاهر مىشود، در جهت ايستايى پديده، بىنظير است، بلكه قرآن كريم نيز به ما اعلان مىكند كه چنين آگاهى براى انديشه انسانى غيرممكن است: «وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً»[٢].
بىترديد، ما به فرض خطور احتمال اينكه اتّفاقى افتاده است، نمىتوانيم براساس رفتار قبلىمان حكمى را تجويز كنيم، جز اينكه اثبات اين حكم به وسيله رويدادها به مقدار خواهش و كشش عادتهايمان بهرهمند خواهد بود. و هرگز به آن مقدار نخواهد بود كه كاربردهاى مختلفى براى آزادى ما داشته باشد.
اين دريافت مكانيكى براى حالتهاى نفسانى از نظر «برگسون» با آزادى تعارض شديد دارد، زيرا كه به گفته برگسون، كارهاى درونى و وجدانى انسان از يكديگر جدا نيست و نسبت به يكديگر بيگانه و برّانى نيستند، همينكه به يك عمق معيّنى مىرسند، درهم شده و آميخته مىگردند و هركدام از آنها منعكسكننده تمام جنبههاى روح و روان انسان است. بنابراين؛ از محالات است كه اصل سببيّت را بر روح و روان آدمى منطبق نماييم كه وجود دو حدّ متمايزى
[١] - بيليارد، واژهاى فرانسوى است، نام نوعى بازى است كه با توپهاى كوچكى از جنس عاج فيل روى سفره مفروشى بازى مىكنند كه بافته سبزرنگى است و اطراف آن از كائوچو است( المنجد، حرف باء)- م.
[٢] - لقمان( ٣١) آيه ٣٤: و هيچكس نمىداند فردا چه به دست مىآورد.