آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٦٩ - د - آزادى
البتّه براى انسان امرى فطرى است، بدون اينكه به تناسب معيّنى بين كارى كه مىكند و هدفى كه در نظر دارد، برسد، هيچ اختيارى را سامان ندهد، بنابراين، اراده برحسب تعريفش: «همان كوشش و تلاش براى رسيدن به هدف است.».
به راستى در نظر گرفتن استقلال ويژه، يكى از مشخّصات اراده انسانى است، در اين صورت هيچ نوع قدرت اختصاصى براى اراده وجود ندارد تا بدون انگيزه يا هدفى به ذات خود كارى را انجام دهد و بتواند ارتباط خودش را با تمام قواى طبيعى ديگر قطع كند؛ بلكه اين استقلال ويژه را نبايست وسيله قرار داد براى گسستن از منابع اين قوا و يا خاموش كردن صداهايى كه اراده را وادار به عمل مىكند. البتّه منظور ما فقط اين است كه ثابت كنيم رابطه بين اراده خاصّ ما و مزاج ما، و يا راه و روشى كه ما را در انديشه يا در ادراكمان به آن جهت سوق مىدهد، مطلقا برآمده از ضرورت حقيقى نيست؛ حال قصد ما از واژه ضرورى هرچه مىخواهد باشد.
بنابراين؛ من به اين گروه يا آن گروه، به صورت يك فعل ضرورى منطقى- به روش اسپينوزا (رابطه اتّحادى يا ارتباط تنگاتنگ)- تا وقتى كه راهحلّ برعكس آن مستلزم تناقض نباشد، گرايش ندارم.
و نيز اين كار را از باب تسليم در برابر ضرورت تجربى (علاقه سببيّت، يا تسلسل و يا رابطه ضمانت مطمئن دوجانبه ناگسستنى) انجام نمىدهم.
و علىرغم گفته سقراط و افلاطون اين درست نيست كه علم به خير حقيقى، اراده انجام كار خير را بهطور حتم درپى دارد، زيرا كه به دليل ضعف اراده ممكن است كار شرّ انجام پذيرد، همانطورى كه امكان داشت به خاطر نادانى و جهل همه كارهايش شر باشد. و همچنين گفتههاى «لايب نيتز» نيز درست نيست كه مىگويد: خيرى را كه من به ذات خود درك مىكنم، بهطور مطلق مانع مىشود از اينكه من خيرى را كه فقط تصوّر كردهام، ترجيح دهم، زيرا گاهى كارى را كه نمىپسندم، انجام مىدهم و خودم را از كارى كه دوست دارم، محروم مىسازم، مثل آن موردى كه من شربت تلخى را به اميد دورى، مىپذيرم كه شايد در سلامتى من بهتر باشد.
استوارت ميل،[ lliM .S ]براساس برخى عناصر مشترك بين نظرات افلاطون و لايب نيتز، پديده اراده را همچون ساير پديدههاى وجدان ثابت براى ما توصيف مىكند، بر اين اساس كه به