آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٦٥ - د - آزادى
مقاومت كنيم و آن را نپذيريم، (با يك شرط و آن اينكه ما صلاح بدانيم كه با اختيار و آزادى كامل بر اين حقيقت پا بفشاريم).[١]
بايد روى يك مسئله اخلاقى توقف كنيم؛ آيا ما در ضمن تلاش خود روى خير و شر، اين احكام را صادر مىكنيم و آيا خود علت آن احكام هستيم؟ يا اينكه اين احكام نتيجه حتمى طبيعت ثانوى ماست و يا پيامد غيرقابل اجتناب ضمير قبلى: افكار يا عواطف ماست؟
قطعيّون پافشارى دارند تا براى ما يك طبيعت فطرى را در دايره مشخصى تا حدّ نهايى مطرح كنند كه هيچگونه نرمى و درشتى نپذيرد. بنابراين تمايلات پاكى يا ناپاكى كه موقع تولد با خودمان به دنيا مىآوريم، همان فطرت ماست، پس چگونه ما مىتوانيم مسئول فطرتمان باشيم كه ساخته ما نيست، و بههرحال ساخته آگاهانه ما نمىباشد؟[٢]
جز اينكه اينان اوّلا براى اين طبيعت ثابت و استوار غرايز ما، هيچ دليل و برهانى اقامه نكردهاند، درحالىكه به نظر مىرسد، روانشناسى مقارن برعكس، ثابت مىكند كه غرايز انسانى كمترين قطعيت و بيشترين قابليت دگرگونى و تربيت را دارد؛ برخى از غرايز در بعضى ديگر بيشتر از غريزه حيوان اثرگذار است، به دليل اينكه تعداد غرايز انسان فراوان و از پيچيدگى زيادى برخوردار است.
و هرگاه انسان از همان آغاز بر صفات طبيعى حيوانات وحشى سيطره مستقيم داشته است، حيواناتى كه به وسيله تمرين دادن- پس از آنكه وحشى و سركش بودهاند- اهلى و دمخور شدهاند، بنابراين چگونه مىشود بر طبيعت ويژه خودمان سيطره مستقيم يا غيرمستقيم نداشته باشيم، تا بتوانيم آن را به خوبى و يا بدى تغيير دهيم؟ آيا در ژرفاى اين حكم ناميمون مقدمهاى شتابزده و دليلى غيرمعقول نهفته نيست؟! و دانشمندان در تمام زمانها خلاف اين نظريه را باور داشته و معتقدند كه ما مىتوانيم با تمرين و ممارست بر ذات خود اثرگذار باشيم و تجربه نيز آن را تأييد مىكند كه تغييرات از نظر ژرفا متفاوت باشد، امّا امكان وقوع دارد.
و همچنين معلوم مىشود كه قرآن كريم از ناحيه خود به اين قدرت دو سويه اعتراف دارد كه آن را به انسان دادهاند تا وجود واقعى خودش را پاكيزه كند و زيبا نمايد، يا اينكه نابينا كرده و
[١] - ر. ك. مرجع قبلى:.٤٧ erttel .ennesreM er ?ep ua serttel
[٢] - ر. ك: ليفى بريل:II III .pahc ,?etilibasnopser aL