آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٣٩ - الف - طبيعت شخصى مسئوليت
بنابراين نقش اين دخالت و اهميّت آن چيست؟ و هرگاه ما آن را با رويدادهايى كه در مقابل ما در همين دنيا اتفاق مىافتد، مقايسه كنيم، خواهيم گفت كه سرانجام شخص مورد شفاعت ممكن است تغيير اصولى پيدا كند و يا تحت اصرار و يا فشار شخص شفيع تعديل گردد. و البته اين سرانجام، چيزى غير از آن خواهد بود كه استحقاق داشت و غير از آن خواهد بود كه بدون اين دخالت رقم خورده بود. بنابراين، آن فضيلتى غيراستحقاقى است و يا اينكه پاداشى است از خارج مىرسد.
طرز تفكر شفاعت به اين صورت خطاهاى بزرگى را دربر دارد، برخاسته از متن بتپرستى عربى است كه مشكل اوليه اسلام بود كه با آن مبارزه مىكرد و قرآن از اول تا آخر در برابر آن ايستاد، آيات ذيل را باهم مىخوانيم:
«مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ»[١]
«ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ»[٢]
«وَ اللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ»[٣]
«لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا.»[٤]
«وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى»[٥]
«وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لا يُجارُ عَلَيْهِ»[٦]
[١] - بقره( ٢) آيه ٢٥٥: كيست كه در نزد او، جز به فرمانش شفاعت كند.
[٢] - يونس( ١٠) آيه ٣: هيچ شفاعتكنندهاى جز به اذن و فرمان او وجود ندارد.
[٣] - رعد( ١٣) آيه ٤١: حكومت و فرمان از آن خداست و هيچكس را ياراى رد احكام او يا جلوگيرى از فرمان او نيست.
[٤] - طه( ٢٠) آيه ١٠٩: شفاعت هيچكسى سودى نمىدهد، مگر كسانى كه خداى رحمن به آنها اجازه شفاعت داده و از گفتار آنها( دراينباره) راضى است.
[٥] - انبياء( ٢١) آيه ٢٨: هرگز شفاعت نمىكند مگر براى كسى كه بدانند خدا از او خشنود است.
[٦] - مؤمنون( ٢٣) آيه ٨٨: چه كسى به بىپناهان پناه مىدهد و خود نياز به پناه دادن ندارد؟!