آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٣١ - الف - طبيعت شخصى مسئوليت
عَمَّا أَجْرَمْنا وَ لا نُسْئَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ»[١]
و هرگاه جريان از اين قرار است، پس ديگر اثرى از تعارض و اختلاف نمىماند، حتى استثنائى نيز وجود ندارد تا بر قاعده كلى وارد شود. و در آينده بررسى اين حالت اوليه- برعكس- براى ما بازگو خواهد كرد و برخى محدوديت را براى روشى مطرح مىكند كه بدان وسيله اسلام مسئوليت فردى را به تصوير مىكشد. به راستى كه آن يك طرز تفكر گستردهاى است، بسى گستردهتر از تمام نصوصى كه ايراد فرموده است. بنابراين انسان تنها مسئول اعمالى نيست كه به سوى آنها در شكل دخالت مثبت و مباشر از نظر ديگران دعوت مىكند، آنگاه كه اوامر، يا نصايحى و يا الهاماتى نسبت به ايشان صادر مىكند، و اين مسئوليت تنها مسئوليت الگوئى نيست كه از مقام بالاتر- جهت انتشار در بين تودهها به خاطر تنها عظمت صاحبش- مىآيد، بلكه هر نوع اقدام نيك يا بد، از هر جهتى كه باشد از اهميّتى برخوردار است و از نظر واقع و يا نتايج مستقيم آن حدّ و حسابى ندارد، تا وقتى كه شايستگى پيشوايى ديگران را دارد.
رسول خدا ٦ مسئوليت صاحب يك عمل نو را اعلان مىفرمايد كه به مقدارى كه تمام مردم در خلال قرنهاى آينده تا روز قيامت مسئوليت دارند، او تنها دو برابر مسئول است، مىفرمايد: «هركه در اسلام سنّت نيكى را رايج كند، اجر و پاداش آن را دارد و نيز اجر كسانى را كه پس از وى به آن سنت عمل كنند، بدون اينكه از اجر و پاداش آنها چيزى كم شود، و هركه در اسلام سنت بدى را رايج كند، بار گناهش به گردن اوست و نيز بار گناه كسانى كه پس از وى به آن عمل كنند، بدون اينكه از گناهان آنها چيزى كم شود.»[٢]
و همچنين در روايتى كه عبد اللّه بن مسعود نقل كرده است، پيامبر ٦ فرمود: «هيچ كسى نيست كه از روى ستم كشته شود، مگر اينكه به گردن (قابيل) پسر نخستين آدم سهمى از
[١] - سبأ( ٣٤) آيه ٢٥: بگو! شما مسئول گناهان ما نيستيد، و ما نيز در برابر اعمال شما مسئول نخواهيم بود.
[٢] - ر. ك: صحيح مسلم: ٣/ ٨٧؛ مختصر صحيح مسلم حافظ منذرى: حديث ٥٣٣، نشر اداره امور اسلامى وزارت اوقاف و امور اسلامى كويت؛ تفسير قرطبى؛ ١٣/ ٣٣١؛ سنن نسائى( برگزيده): ٥/ ٧٦؛ جامع معمر بن راشد: ١١/ ٤٦٦؛ المعجم الأوسط:
٨/ ٣٨٤، حديث ٨٩٤٦؛ مستدرك الوسائل: ١٢/ ٢٢٩: الفصول المختاره شيخ مفيد: ص ١٣٦؛ بحار الأنوار: ٧٧/ ١٠٤، حديث ١؛ مسند احمد: ٤/ ٣٥٧؛ سنن ابن ماجه: ١/ ٧٤، حديث ٢٠٣؛ مجمع الزوائد: ١/ ١٦٨؛ روضة الطّالبين: ١/ ٧٣، فيض القدير: ١/ ٥٢٦؛ تهذيب الأسماء: ١/ ٢٤.