آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢١٢ - ١ - تحليل تفكر عام مسئوليت
قانون را پاس بدارد و يا حرمتشكنى كند!
بنابراين؛ پس امكان و ضرورت دو صفتى هستند كه هركدام عليحده، فرصت مسئوليت و عدم فرصت آن را فراهم مىآورند. درحالىكه گزينه اول همان است كه انسان استعدادش را متوجّه او ساخته است.
اين تفاوتى را كه موجود عاقل بر ضدّ موجودات بىبهره از عقل و خرد از جهت توانايى اخلاقيشان قرار مىدهد، اين مطلب را براى ما روشن مىسازد كه قرآن در اين عبارت كوتاه ابراز داشته است:
«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا»[١] زيراكه اين انسان حرمت مسئوليتش را از بين برده است.[٢]
[١] - احزاب( ٣٣)/ آيه ٧٢: ما امانت( تعهد، تكليف، و ولايت الهيه) را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم، اما آنها از حمل آن سرتافتند، امّا انسان( اين اعجوبه عالم آفرينش جلو آمد و) آن را بر دوش كشيد( ولى افسوس كه) او بسيار ظالم و جهول بود.
[٢] - اين يكى از وجوهى است كه اكثر مفسران معناى عبارت قرآن را بر آن حمل كردهاند، ولى فعل« حمل» در قرآن كريم كاربرد دوگانهاى دارد، گاهى به معناى قبول تكليف آمده است، مانند اين آيه:« ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ» نور( ٢٤) آيه ٥٤: پيامبر مسئول اعمال خويش و شما نيز مسئول اعمال خود هستيد. اما اگر از او اطاعت كنيد، هدايت خواهيد شد، و( در هرحال) بر پيامبر چيزى جز ابلاغ آشكار نيست. و اين آيه« حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها». جمعه( ٦٢) آيه ٥: كسانى كه مكلف به تورات شدند، ولى حق آن را ادا نكردند ... و گاهى نيز به معناى بر دوش كشيدن خطا آمده است، مثل« يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وِزْراً» طه( ٢٠) آيه ١٠٠: در قيامت بار سنگينى( از گناه و مسئوليت) بر دوش خواهد كشيد. و اين آيه:« وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً» طه( ٢٠) آيه ١١١: و مأيوس( و زيانكار) است آنكه بار ستمى بر دوش دارد. و به استناد همين معناى دوگانه، واژه« حمل» برخى از مفسران بر معناى دوم حمل كردهاند. و معناى عبارت قرآنى در راستاى همين مفهوم است؛ باوجود اينكه مخلوقات ديگرى هستند كه وظيفه خود را انجام مىدهند و بدون هيچ مقاومتى در برابر قانون( طبيعى) تسليمند:« قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ» فصّلت( ٤١) آيه ١١: آنها گفتند: ما از روى اطاعت و امتثال فرمان مىآييم. به راستى انسانى كه قانون اخلاقى را رعايت نكند، به حال خود واگذار خواهد شد.« كَلَّا لَمَّا يَقْضِ ما أَمَرَهُ» عبس( ٨٠) آيه ٢٣: چنين نيست كه او مىپندارد، او هنوز آنچه را( خداوند) فرمان داده، اطاعت نكرده است. بنابراين اين دستور به تمام انسانها مربوط نمىشود، بلكه مربوط به كافران و تبهكاران است، و همين است معناى« لا ريب» كه مورد قبول است، ولى علاوه بر اين قيدى كه بر مفهوم انسان تنها آن را فرض مىكند كه در آيه بدون تعيين آمده است، بهطور دقيق تطبيق مقصود بين ضميرها و اسمايى كه مرجع ضماير است، مشخص نيست؛ زيرا امانتهاى عرضه شده بر انسان و ديگر مخلوقات بهطور قطع ذكر نشده است. از اينرو لازم است كه بدانچه در انديشه توده مردم از امانت مىآيد، بسنده شود. همان طورىكه لازم است به تفكر مجاز رو آوريم تا اينكه بتوانيم نوعى از التزام را در برابر قانون اثبات نماييم.