آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٧٩ - نظريه كانت و مراحل مكتب اخلاقى او
پيشنهاد يك قانون كامل اخلاقى[١] روشن ساخته، مىبينيم كه در آغاز، تمام نظام اخلاقى خود را بر همين طرز تفكر مبتنى ساخته است كه الهام گرفته از همين آثار پيشينيان است.
در حقيقت كانت راجع به وضع قانون اساسى در مورد حكم مربوط به قوانين عقل محض، به حكم «ادراك عادى» تكيه مىكند، يعنى قاعدهاى كه بدين شكل فراهم مىكند: «وقتى كارى را مىخواهى انجام دهى كه ممكن است برطبق قانون طبيعتى كه تو جزئى از آنى يك وظيفه قطعى باشد. از خود بپرس! آيا درخور توان اراده تو هست؟ باوجوداين آيا به عنوان يك عمل ممكن آن را مىپذيرى؟
به عنوان مثال اضافه كرده، مىگويد: «هريك از ما به خوبى مىداند كه اگر به خودش اجازه دهد، مخفيانه فريبكارى نمايد، چنين چيزى باعث نمىشود كه همه مردم چنان رفتارى داشته باشند و هرگاه كسى از ما با لاابالىگرى تمام، به فكر سختگيرى و تنگدستى ديگران باشد، به دنبال آن هرگز تمام مردم چنين موضعى نسبت به شدّت و تنگدستى وى نخواهند گرفت.[٢]
ب- ولى اين درخواست واداركننده به يك عمل نمونهاى كه نظيرش در تجربهها پيدا نمىشود، از كجا مىآيد؟ بنيانگذار مكتب اصالت عمل[ emsilamroF euqitarP ]به اين پرسش چنين پاسخ مىدهد: «خواهد آمد كه قانون اخلاقى به روش الگويى در شرايط مختلف به طور كلى بيانگر قانون تجربى است. بنابراين وى تنها در عالم ذهنى محض آنجا كه استقلال اراده متجلى است با ما شريك است و بس، نه در نوعى استقلال از قانون طبيعى محسوس. و اين چيزى جز جنبه منفى براى آزادى نيست، ولى چنين است، به خاطر اينكه اين اراده خود قانونش را براى خود وضع مىكند.
اين قانون شايسته است كه يك قانون عقلانى محض باشد، يعنى بهگونهاى كه تنها از تأثير هر نوع زمينه تجربى، يا حدسى[ noitiutni ]و يا هر ماده ديگرى آزاد نباشد، بلكه بر محدودسازى اراده به روش قبلى[ iroirpA ]نيز قادر باشد؛ توضيح اينكه عقل محض بدان جهت چنين است كه جايگاه وى در كاربرد عملى مانند موقعيت آن در كاربرد نظريش مىباشد:
«او تنها يك عقل است و برطبق اصول قبلى حكم مىكند».[٣]
[١] - ر. ك:
. ١٥٣. p srueom sed euqisyhpatem al ed tnem? ednoF: tnaK
[٢] - ر. ك..٢ -٧١ .p ,euqitarp .R al ed euqitirc :tnaK
[٣] - ر. ك.١٣٠ .p ,euqitarp .R al ed euqitirC :tnaK