آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٥٧ - ب - عمل آسان
آخرين مطلب توجّه كردنى كه از نظر مصداق كمتر از سه مورد قبلى نيست، اين است شخصى كه در كار معيّنى از روى خطا زيادهروى مىكند، بيشتر وقتها درنهايت، به كوتاهى در خود آن عمل مىانجامد، بلكه گاهى براى هميشه از آن كار زده مىشود و چنين كسى به فرموده پيامبر ٦ و سلّم همانند اسبسوارى است كه در ميدان مسابقه به مركبش فشار زيادى مىآورد، ديرى نمىپايد كه اسبش را به قدرى مىدواند كه مىكشد، بدون اينكه به هدفش نايل شود؛ زيراكه «تندرو، نه راه را طى مىكند و نه مركب به جا مىگذارد».[١]
در تمام اين مثالها، جريان از بين بردن پيامد مشابه نيست، بلكه منظور آمادگى براى مقابله با پيامدهاى احتمالى است، هرچند كه تقريبا در همه آنها تأكيد شده است؛ آزادى عمل دخالتى در مورد دگرگونى بعضى اشياء در ساختار و بنيه عقل و خرد ندارد، بلكه در مدتزمان فعل تأثيرگذار است، تا اينكه در زمان مناسب و با اراده همسوى منسجمى انجام عمل را بر مكلف واجب گرداند.
اكنون برآنيم تا به جنبه دوم مطلب بپردازيم:
در اينجا موضوع مهم و قضيه واجب و لازمى وجود دارد كه در شرايط عادى و يا در شرايط ويژه مناسبى توجه ما را جلب مىكند ولى بايد توجه داشت كه زمينه شرايط تغيير مىكند، در نتيجه ما را در موضعى قرار مىدهد كه اداى آن واجب به معناى كامل خود كه در ابتدا تعريف شد، واقعا سخت و دشوار باشد، بنابراين آيا بهرغم همه اينها بر ما واجب است، آن وظيفه را
[١] - همان منبع؛ هيثمى مىگويد: در اسناد اين حديث ابو عقيل يحيى بن متوكل است و او كذاب مىباشد( مترجم عربى)؛
ر. ك: الجرح و التعديل: ٩/ ١٨٩؛ مجمع الزوائد: ١/ ٦٢؛ لكن در مجمع الزوائد: ٨/ ٢٧، آمده است كه وى را ابن معين توثيق نموده است. ر. ك؛ كافى: ٢/ ٨٧؛ المجازات النبوية شريف رضى، ص ٢٦٠؛ وسائل الشيعه: ١/ ١١٠؛ منية المريد: ص ٢٠٠.