آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٥٦ - ب - عمل آسان
روشنى نداشته باشد: «حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ»[١]
البته اتفاق مىافتد- چنانكه پيامبر ٦ توجه داشته است- طول شبزندهدارى و سحرخيزى در نظام فكرى اختلال ايجاد كند و باعث خطاهاى آشكارى در نماز شود؛ كسى مىخواهد از خدا طلب مغفرت كند، ولى كلمات كفرآميز به زبانش مىآيد و يا اينكه خود را لعن و نفرين مىكند، دراينباره رسول خدا ٦ مىفرمايد: «هركدام از شما در وقت نماز كسل و در حال چرت باشد، ممكن است به جاى استغفار خود را دشنام دهد.»[٢] بنابراين براى اينكه كار به اينجا نرسد، اسلام به نوعى از آسايش بدنى و يا سيرى مادّى تشويق كرده است، به اين معنا كه شخص در خلال انجام اين امر مهم عبادى احساس راحتى كند. دراينباره به اين سخن پيامبر گوش فرا ده كه فرمود: «بايد هر فردى از شما بانشاط نماز بخواند و هروقت ديد كسل و يا سست است، بنشيند (و نماز نخواند.)[٣]
بنابراين؛ انجام هر نوع عبادت بانشاط، مىبايست تمام مدتى را كه قلب نشاط و سرور خود را همچنان دارد، فراگيرد و بس؛ زيرا از جمله امور واجب ما اين است كه عبادت خدا را به يك عمل ناگوار قلبى مبدّل نسازيم: «عبادت خدا را بر خودت ناگوار و مبغوض نگردان».[٤]
[١] - نساء( ٤)/ آيه ٤٣:« تا بدانيد چه مىگوييد!».
[٢] - در حديث چنين آمده است:« هرگاه كسى از شما در نماز چرت زد، بايد نماز را ترك كند تا خوابش از بين برود، زيراكه او نمىداند؛ شايد به جاى استغفار، خود را دشنام دهد.» ر. ك: صحيح مسلم: ١/ ٥٤٢، حديث ٧٨٦؛ مسند مستخرج صحيح مسلم، ٢/ ٣٧٧، حديث ١٧٨٤ و ١٧٨٥؛ شرح نووى بر صحيح مسلم: ٦/ ٧٤؛ تفسير قرطبى: ٥/ ٢٠١؛ تفسير ابن كثير و ١/ ٥٠٢؛ صحيح بجارى: ١/ ٨٧؛ حديث ٢٠٩؛ صحيح ابن خزيمه: ٢/ ٥٥، حديث ٩٠٧؛ صحيح ابن حبان: ٦/ ٢٢٠، حديث ٢٥٨٣؛ سنن ترمذى: ٢/ ١٨٦، حديث ٣٥٥؛ سنن دارمى: ١/ ٣٧٢، حديث ١٣٨٣؛ سنن كبراى بيهقى: ٣/ ١٦، حديث ٤٥٠٤؛ موطّأ مالك: ١/ ١١٨، حديث ٢٥٧؛ مسند احمد: ٦/ ٥٦، حديث ٢٤٣٣٢؛ بداية المجتهد و نهاية المقتصد، ابن رشد: ١/ ٢٦.
[٣] - ر. ك صحيح بخارى: ١/ ٣٦٨، حديث ١٠٩٩؛ صحيح مسلم: ١/ ٥٤١، حديث ٧٨٤؛ مسند مستخرج صحيح مسلم:
٢/ ٣٧٥، حديث ١٧٨٠ و ١٧٨١؛ صحيح ابن حبّان، ٦/ ٢٣٩، حديث ٢٤٩٢؛ سنن نسائى: ٣/ ٢١٨، حديث ١٦٤٣؛ سنن ابن ماجه: ١/ ٣٤٦، حديث ١٣٧١؛ مسند احمد: ٣/ ١٠٣، حديث ١٢٠٠٥ و به كتاب اين جانب با عنوان« الجذور التاريخية و النّفسية للغلوّ و الغلاة» مراجعه كنيد.
[٤] - در حديث چنين آمده است:« اين دين محكم و استوار است، با آرامى و مدارا وارد شو و عبادت پروردگارت را ناهموار و مبغوض-- نگردان، زيراكه تندرو نه راه را طى كند و نه مركب بهجا گذارد، همچون كسى رفتار كن كه گمان مىبرد، هرگز نمىميرد و خدا ترس باش، مانند كسى كه فردا مىميرد». ر. ك: مسند احمد: ٣/ ١٩٨، حديث ١٣٠٧٤؛ كافى( با مختصر تفاوتى): ٢/ ٨٦، حديث ١؛ مسند الشّهاب: ٢/ ١٨٤، حديث ١١٤٧؛ سنن كبراى بيهقى: ٣/ ١٨، حديث ٤٥٢٠ و ٤٥٢١؛ شعب الايمان:
٣/ ٤٠٢، حديث ٤٨٨٦؛ معرفة علوم الحديث: ١/ ٩٥؛ منية المريد: ص ٢٠٠، الأحاديث المختاره: ٦/ ١٢٠، حديث ٢١١٥؛ بحار الأنوار: ٦٨/ ٢١١؛ الفردوس بمأثور الخطاب: ١/ ٢٣٥، حديث ٩٠٠؛ فتح البارى: ١١/ ٢٩٧؛ كشف الخفاء: ٢/ ٢٨٤، حديث ٢٣٣٩؛ فيض القدير: ٢/ ٥٤٤ و ٦/ ٢٤٥؛ جامع الصغير: ١/ ٣٨٤، حديث ٢٥٠٨ و ٢٥٠٩؛ كنز العمال: ٣/ ٣٦، حديث ٥٣٥٠؛ وسائل الشيعه: ١/ ١٠٩.