آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٣٢ - ٢ - ويژگىهاى تكليف اخلاقى
قرآن كريم، صرفا انفاق را كه به روش خوشى يا ناخوشى انجام مىگيرد، گرامى نمىدارد، چنانكه مىفرمايد: «الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ»[١] و تنها شجاعت را كه با گرسنگى و تشنگى و سختى مبارزه مىكند، نمىستايد: «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ لا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ».[٢]
و تنها اين امور يادشده نيست؛ بلكه در نهايت شدّت با اين بيماردلان منحرف برخورد مىكند كه چرا چنين حالاتى آنان را از انجام وظيفه بازمىدارد؟: «وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا».[٣]
هنگامى كه شرع الهى سخن مىگويد، هيچكسى را نرسد كه حرفى بگويد. خداى سبحان در سخنانى به وضوح مىفرمايد: «وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ»[٤]، آيا ممكن است براى اثبات ضرورتى كه بدان وسيله وظيفهاى واجب گردد تعابيرى قوىتر از آنچه گذشت، پيدا كنيم؟
باوجوداين، سزاوار نيست كه اين تعبير را در ذهنهايمان با دو كاربرد ديگر كلمه «ضرورت»
[١] - آل عمران( ٣) آيه ١٣٤:« آنها در همه حال انفاق مىكنند، چه موقعى كه در راحتى و وسعتند و چه زمانى كه در پريشانى و محروميّتند».
[٢] - توبه( ٩) آيه ١٢٠:« اين به خاطر آن است كه هيچگونه تشنگى به آنها نمىرسد و هيچ رنج و خستگى پيدا نمىكنند و هيچ گرسنگى در راه خدا دامن آنها را نمىگيرد و در هيچ نقطه خطرناك و ميدان پرمخاطرهاى كه موجب خشم و ناراحتى كفّار است، قرار نمىگيرند. و هيچ ضربهاى از دشمن بر آنها وارد نمىشود، مگر اينكه در ارتباط با آن، عمل صالحى براى آنها ثبت مىشود».
[٣] - توبه( ٩)، آيه ٨١:« و به آنها گفتند: در اين گرماى سوزان تابستان به سوى ميدان نبرد حركت نكنيد، به آنها بگو: آتش سوزان دوزخ از اين هم گرمتر و سوزانتر است، اگر بفهمند!».
[٤] - احزاب( ٣٣) آيه ٣٦:« هيچ مرد و زن باايمانى حق ندارد، هنگامى كه خدا و پيامبرش مطلبى را لازم بدانند، اختيارى از خود در برابر فرمان خدا داشته باشند.»